|
|
|
|
با سلام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ. امیدوارم حال همگی خوب باشه. از اون جایی که منبع همه ی خبرها و لینک های ما که تو وبلاگ قرار میدیم، سایت رسمی نوال هست، و متاسفانه این سایت هم چند روزی که مشکل پیدا کرده و هیچ لینکی هم کار نمی کنه و خبر جدیدی هم تو دستمون نیست. در رابطه با مشکل شما عزیزان در رابطه با دانلود لینک ها که بارها تو نظرات اعلام کردید، کاملا بستگی به سایت نوال داره و از من کاری بر نمیاد. در هر صورت امیدواریم که هر چه سریع تر مانند قبل ها رسیدگی بشه و تمامی لینک ها برگرده. تا فردا به خدا میسپارمتون. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/05/18ساعت 11:5 توسط شاهین |
|
|
با سلام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ. برای پست ویژه این هفته، "مونا خانم" طی زحمت های زیادی که کشیدند، لوازم میکاپ نوال رو در یکی از عکس های هنری اش، که در زیر می بینید، تهیه و جمع آوری کردند که اون ها در زیر همراه مشخصاتشون براتون قرار دادم. امیدوارم براتون جالب باشه و استفاده ببرید.
Chanel - Foundation
Dior - Addict Ultra-Shine Lipstick
Dior - Concealer
Dior - Diorshow Waterproof Mascara
Dior - Pressed Powder
Dior - Waterproof Eyeliner Pencil
Guerlain - Terracotta Light Sheer Bronzing Powder
Nars - Eye Shadow
تهیه و جمع آوری از: مونا خانم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/05/16ساعت 19:56 توسط شاهین |
|
|
سلام خدمت تمام دوستان عزیزی که این هفته هم همراه شده اند تا با یکدیگر ویدیو کلیپی دیگر را ببینیم و باز هم از زیباییهای هنر هفتم لذت ببریم. برنامه این هفته کلیپ "قلبی اسالو" است.
"قلبی اسالو" برای من یادآور روزهای سرد زمستان سال گذشته است و هر بار که آنرا میبینم شرایط و حال و هوای آن ماههای سرد ( که سردترین زمستان زمین بود) برایم زنده میشود. "قلبی اسالو" اولین کلیپ آلبوم شنیدنی و دستچین شده "خلاص سمحتک" است. کلیپی فوق العاده شاعرانه و نوگرا. از سنت قصه پرداز همیشگی در آن خبری نیست و ما همانند رهگذری،از میانه داستان وارد صحنه زندگی این زوج میشویم. زوجی نگران و غمزده که حادثه ای را به انتظار نشسته اند.
خانه بسیار ساده و دلنشین آراسته شده،اما به طرز حیرت انگیزی حالات مرد و زن را نمایش میدهند. آشفتگی و اضطراب در چینش این اشیا بدانگونه است که بنظر میرسد با تلنگری فرو میریزند.هیچ چیز در جای خود استوار نیست و حکایت از زندگی ساده ای دارد که در آستانه فروپاشی است. دانه های انار، چاقو و گوشت تکه تکه شده، اینها نشانه چیستند؟ چه میگویند؟ چاقو شاید نشانه قدرتی برتر باشد، قدرتی که بی رحمانه دل اناری را میدرد و دانه های آنرا اینگونه جدا از یکدیگر و پریشان ساخته. بی شک با توجه به مضمون کلی کلیپ (جنگ و ویرانی)چنین نتیجه ای چندان هم دور از ذهن نباشد. قدرتی ویرانگر که زندگیهایی که مردم با پوست و گوشت و استخوان خود میسازند، نابود میکند. از سویی دیگر تمامی این اشیا در کنار هم اشاره به کشتن و خون ریختن دارد. اگر دانه های انار را استعاره ای از قطرات خون بگیریم و و گوشت را پاره ای از تن. حتی قاشقهای روی دیوار همانند انسانهایی هستند که به دار آویخته شده اند.
مرد آشکارا دو دل است، جایی میان ماندن و رفقتن گیر کرده. پنجره را میگشاید و نگاهی به سرمای بیرون و حوادث و آینده پیش روی خود می اندازد وآنگاه نیم نگاهی به زن خویش (نمایشگر آسودگی و آرامش) دارد.پرده های لرزانی که از زن به تصویر کشیده میشود گویای تمامی آن جذبه ها و دلخوشیهای زندگی آسوده است. زن نیز به نوبه خود دو دل است از طرفی مرد را بسوی خود میکشد که "نرو" و از جانب دیگر لباس رزم بر تن او میکند و او را با عشق رهسپار میدانی میکند،که جز شبح مرگ چیزی بر فراز آن خودنمایی نمیکند. از اینجا به بعد با صحنه های واگویه های زن و مرد در رفتن و نرفتن روبروییم. در پایان مرد، زن را با حرکتی سریع به دیوار میکوبد، انگار که به سختی وجود خود را از تمام دلخوشیهایش میکند و به سوی سرنوشت محتوم خود قدم بر میدارد. زن میماند و یادگارها، گلهای خشکیده بر دیوار، خوشه های واژگون گندم این ثمره های صلح و قفسی نورانی در دور دست، کورسویی از امید... وخانه ای که خالی بودنش حال بیشتر به چشم می آید.
زن به مرور خاطرات گذشته و آرزوهای آینده اش میپردازد.پارچه های سفید آویخته بر بند، کنایه از صفحات زندگی است که هنوز سفیدند و چیزی برآنها نقش نبسته. چهره مردش را میبند، در صفحه ای خون آلود و در صفحه ای پاک و درخشان. با یکدیگر میرقصند و میخندند، گویی همه چیز به پایان رسیده و پرنده صلح به خانه بازگشته. اما همان چهره خون آلود نمایشگر بیمهای اوست و اینکه هنوز از آینده میترسد.اما باز هم در لابلای این صحنه ها، چراغی را میبینیم که بر دیوار آویخته و با شعله ای کم سو میسوزد. او با دل آشوبی امیدوار و نگران است.
شالی که او مدام بر شانه های خویش میکشد، حکایت از ترس دارد و اینکه حال با این تنهایی و بی پناهی چه کند؟!از اینسو به آن سو میدود و در حصار تنهایی خویش به دنبال پناهگاهی است.اما چیزی نمی یابد.پنجه بر دیوار می ساید و به پناه دیواری میخزد. نشان ناخنها بر دیوار در حقیقت کنایه از ترسهای گاه و بیگاهی است که دل را در بر میگیرد و وجود را میخراشد. در تمام صحنه هایی که در این قسمت دیدیم،ترکیب بندیها آنچنانند که گویا به یک تابلوی نقاشی خیره شده ایم. دقیقا از همان صحنه های ورودی و در تمام صحنه های تنهایی زن و مرد این تابلوها به خوبی قابل ملاحظه اند. حتی صحنه های رویا با تصویربرداری نیمه مات خود از باقی تصاویر تمایز یافته اند.
قسمت دوم کلیپ به فضای میدان جنگ و دشت ویرانیها اختصاص دارد. خورشید امیدهای زن در حال غروب است و مرگ را در چهره مرد به وضوح میبینیم. زن همچون پرنده ای مغموم بالهای بی پناهی اش را میبندد و سرانجام وداع...
صحنه ای بی نهایت زیباو تاثیر گذار ، زن درتلاش برای پیوستن به مرد خویش است، ولی ناگاه در میابد که این یک خیال است. خیالی گریز پا و محو. خیالی که او را در برابر بیابان تنهایی و سرمای ناگاه ترسهایش تنها میگذارد و با همراهانش که با گل آفتابگردان در تفنگهاشان دارندو بسوی نور میروند.گل آفتابگردان استعاره از چیست؟! گلی که همیشه سر به سوی آسمان دارد و به خورشید مینگرد.میتوان اینطور نتیجه گیری کرد که همگی آنها مرده اند و حال در حال حرکت به سوی ابدیت هستند. همانند آفتابگردان بسوی آسمان به خدا مینگرند و رو به آفتاب جانبخش ، جهانی که در آن خبری از ظلم و جنگ و خونریزی نیست رهسپارند. آنان سپاهیان آفتابند،آنان که در راه هدف میروند با پشت کردن به همه دنیا و دوست داشتنیهای آن.
اما یک نکته در اینجا هنوز مبهم است. آیا مرد نیز به سرنوشت همقطارانش دچار شده؟ یا هنوز زنده است و در آرزوی پبوستن به آنها،راهشان را ادامه میدهد؟ اینرا میگویم چون به تفنگ او میخواهم اشاره کنم! در لوله تفنگ او از گل خبری نیست و آنچه بیشتر به نظر می آید، سرنیزه ایست که تمام معادلات را بهم میریزد و داستان دیگری را می آغازد. داستانی بی انتها که بار دیگر ادامه تنهایی زن و سرمای دنیای او را به دنبال دارد. جنگ به پایان نرسیده و مرد جدا از همسر و دنیای پشت سر به سوی آرمانش و راه آنان که رفتند، رهسپار میشود.
تحلیل این هفته هم در همین جا به پایان رسید..امیدوارم از خواندن آن لذت برده باشید. روز و روزگار خوش. خدانگهدار.
نقد و بررسی از: هومن خان دانلود موزیک ویدئو "قلبی اسالوا" (۱۴ مگابایت) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/05/15ساعت 16:13 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: نار الغرام عنوان الألبوم: اللي إتمنيته عدد الأغاني: 10 أغنيات سنة الإصدار: 2002 إنتاج: عالم الفن نار الغــرام تــحرقــني و قلـــبـــي ذاب آتش عشق مرا مي سوزاند و قلبم آب شد
نار الغــرام تلــــمــع جـــوا العـــــيــون آتش عشق زير اين چشمان درخشندگي مي كند
لا لا ملام عليّ لا عـتاب نه ملامتي و سرزنشي بر من نيست
ورد الأحلام فتـــح فــــوق الجــــفـــون گل خواب ها بالاي پلكهايم باز شد
غمرني بإيديك سافر خـلف الضــــباب با دستهايت مرا بگير و پشت اين دودها سفر كن
شوقي لعـــينيك شوق الـليل للــسـكون اشتياقم به چشمانت مانند اشتياق شب است به سكوت
إعجابي بيك تخطى حـــدود الإعجــاب عشق تعجب آور من به تو از محدوده تعجب آوري مي گذرد
شعوري لــيك حـــب يضاهي الجـــنون احساسم نسبت به تو عشقي است كه از مرز ديوانگي مي گذرد
حبك و الله حــــبك فــــوق الخيـــــــــال به خدا قسم عشقت فوق تصور است
حـبك و الله عاطــي لحــــياتي لـــــــون به خدا عشقت به زندگيم رنگ بخشيده است
أحلف بالله وجــــهك بـــدر الكـــــمــال به خدا قسم مي خورم صورتت ماه كاملِ است
أحلف بالله إنت أحلى ما فـــي الكــون به خدا قسم مي خورم تو زيبا ترين چيز در دنيا هستي
ليــــل الحـنيـــن عـطـــرك فـــاح بــدلال آن شب مهربان بوي خوشت با ناز وزيد
همس السنين صوتك عـــطـف و حـــنون آن سالها صداي نجوايت مهرباني و محبت بود
عالي الجبين مثــلك مـــا فــي جــمـــال مانند آن پيشاني بلندت در زيبايي نيست
يا ضي العين من دونك و إ يـــش أكـون اي نور چشم بدون تو چرا زنده بمانم
ترجمه از: الیاس خان |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/05/12ساعت 8:0 توسط شاهین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اولين و تنها وبلاگ فارسي نوال الزغبي
|
| نويسندگان |
|
شاهین مونا الیاس |
| راديو نوال |
|
|
|
|