|
|
|
|
موزیک ویدئو جدید نوال الزغبی، به نام "لیه مشتقالک" به کارگردانی سعید الماروق، پنج شنبه و شنبه گذشته، فیلمبرداری شد. این موزیک ویدئو گفته شده است که برای اولین بار ۲۰ جولای پخش می شود. برای دیدن همه تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
برنامه "سکوت هنغانی که از شبکه اول المصریه پخش می شود سه شنبه این هفته میزبان نوال هست.
دانلود ویدئوی تبلیغ برنامه (10 مگابایت) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/21ساعت 19:21 توسط شاهین |
|
|
با سلام. امیدوارم حال یکایکتون خوب باشه. برای پست ویژه این هفته، ۱۰ تصویر اط تصاویر کنسرت های قدیمی نوال (بین سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲) که دوستان در پست های قبلی درخواست کرده بودند و این تصاویر هم طرفدار زیاد پیدا کرده، در نظر گرفتم. برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. امیدوارم لذت ببرید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/04/19ساعت 16:34 توسط شاهین |
|
|
خیلی وقت بود که دوست داشتم درباره ویدیوی " حاسب نفسک" چیزی بنویسم، اما هیچ وقت فرصت آن دست نمیداد. پس قبل از هر چیز لازم میدانم از دوست خوب و گرامی "شاهین عزیز" که این فرصت را برای من فراهم آورد تشکر کنم. ویدیوی "حاسب نفسک" به لحاظ تصویری یکی از بهترین و زیباترین کارهای نوال است.صحنه پردازیها در حد اعلای خود میباشند و از نظر داستان پردازی هم موفقیت چشم گیری را در آن شاهد هستیم. کلیپ از این لحاظ که با اشاره و نه بطور مستقیم به موضوعات میپردازد، موفق است.
سکانس اول با آن باغ خیال انگیزش بیشتر به یک رویا میماند.( جلوتر میگویم که چرا رویا.) آیا اینجا عدن است؟ آیا اینجا همان بهشت رویایی است که هر عاشقی خود را با معشوق در آن میبیند؟این سکانس را با توجه به سکانس بعد از آن (سکانس بیابان) از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد. اول اینکه اینجا سخن در باب کلیت عشق است و نه آنچه بین دختر و پسری که در تصاویر میبینیم میگذرد و با این مضمون که عشق در وهله اول نوعی بهشت در نظرها میسازد و عاشق و معشوق با چشم بستن به روی همه سختیها و تنها دیدن خوبیهای طرف مقابل احساسی از بودن در دنیایی خیالی دارند. اما وقتی پرده ها فرو بیافتد و چشم عاشق و معشوق به روی حقایق باز شود،(ورود به سکانس بیابان)آنگاهست که همه میفهمند که زندگی واقعی با آنچه در ذهن داشته اند متفاوت است.
آنچه در این صحنه ها جلب توجه میکند،سخن درباره معنی عشق است. در سکانس باغ بهشت، سخن از آزادی و رهایی است. نوال سبکبالانه همانند همان پروانه های اطرافش به اینسو و آنسو میرود و از عشق صحبت میکند. پسر در بیشتر صحنه ها در عقب جای دارد و انگار با نگاه خود او را میستاید. حال به سکانس بعدی نگاه کنیم. به نظر شما چه چیزی در اینجا عوض شده است؟.... بله! درست حدس زدید... جای نوال و پسر. در سه چهارم این صحنه ها پسر در جلوی دوربین است و همانند یک پرده حایل بین دوربین ( که ما و بطور کلی نگاههای غریبه باشد) جای گرفته است. ( برعکس سکانس قبلی که نوال روبروی ما بود.) اینجا دیگر صحبت از آزادی نیست و همیشه حضور سنگین یک نگاه که انگار همیشه مراقب دختر است به چشم میخورد. و درحقیقت به این نکته اشاره دارد که عشقی که در آن آزادی وجود نداشته باشد، همانند یک بیابان سوزان وعتاب انگیز است. هر چقدر در نگاه پسر در صحنه های اول حزن عاشقانه دیده میشود، اینجا دید مالکانه غوغا میکند.
اما نگاه دوم که بیشتر با توجه به سکانس بیابان معنا میابد،تکیه بر موضوع داستان عشق در طول زمان است. میتوان بازیگران صحنه اول را نخستین عشاق زمینی(آدم و حوا) در نظر گرفت و دومیها را " لیلی و مجنون" و همینطور به پیش آمد تا به زمان حال رسید.این صحنه ها به این نکته اشاره داررند که عشق از ازل همراه آدمی بوده و در هر دوره به شکلی خودش را نشان داده. اما از هر دید که به این صحنه ها بنگریم به همان نتیجه قبلی میرسیم، یعنی تاکید بر آزادی در عشق که همانا جزء جدایی ناپذیر آن است.
در سکانس بعد و صحنه بالماسکه به یک نکته دیگر دست میابیم: یکرنگی و فریبکار نبودن در عشق. بالماسکه مکانی است که زنان و مردان با نقابی بر صورت بدون توجه به اینکه در زیر این نقاب چه کسی است به دلبری از یکدیگر مشغولند. این صحنه ها کنایه ای زیبا از دنیای خود ماست. چه بسیار فریبها که هر روز از دیو سیرتانی که نقابی نیکو بر چهره دارند، نمیخوریم.( در یکی از همین صحنه ها پسر زمزه ای در گوش نوال میکند و گویی نکته ای دلپسند به او میگوید که نوال هم از او تشکر میکند.) حرف کلی این سکانس این است که عاشق واقعی نقاب از چهره بر میدارد تا به کمک همین عشق چهره واقعی خود را بنمایاند و آنگاه است که عشق، حقیقت خود را نشان میدهد:پاکی و بیرنگی. درپایان این سکانس زمانیکه نوال نقاب از چهره بر میگیرد به نظر میرسد، زیباییش دو چندان شده است.
و بالاخره سکانس آخر که در حقیقت نتیجه گیری کلیپ است. در ابتدای متن گفتم که باغ اول کلیپ به نظر یک رویا می آید، با توجه به صحنه کنسرت میتوان پی برد که در حقیقت آنچه ما تابحال داشتیم میدیدیم از دریچه ذهن پسری است که در بین تماشاچیان ایستاده و به ترانه خواننده گوش میدهد و بر عکس همه که در رقص و پایکوبی غرقه شده اند، او به معنای واقعی ترانه و عشق پی برده و حال لبخندی شیرین بر لب دارد. اینجا تنها جایی است که پسر میخندند. در صحنه های پیش همیشه او را در حالتی مغموم و حزین دیده ایم.و نوال میخواند... به یاد بیاور آنچه برای تو گفتم... و پسر دیگر بار همراه او وارد صحنه های پیشین میشود و اینبار او را به صورت یک راوی میبیند که با لباسهای گوناگون وارد صحنه های گوناگون میشود و همین ناهمگونی لباسها با صحنه ها بر این مطلب تاکید میکند.
از قصه که بگذریم، به کارگیری جلوه های ویژه کامپیوتری در این کلیپ نسبت به کلیپی که هفته پیش درباره آن صحبت کردیم ( مالوم) پیشرفتهای بیشتری داشته و بهتر به کار رفته است. هرچند هنوز در صحنه های بیابان کمی لنگ میزند. از لحاظ طراحی لباس هم میتوان گفت با اینکه صحنه ها گاه بسیار شلوغ به نظر میرسند، اما طراح لباس توانسته با بکارگیری هنر خود، بازیگران را از یکدیگر متمایز کند و شخصیت آنها را با لباسی که پوشیده اند نمایش دهد. ( نگاه کنید به لباس نوال در صحنه اول و لباس پسر در صحنه بالماسکه و یا بیابان).
آخرین باری که این کلیپ را دیدم، چشمم به نام "میرنا خیاط" در تیتراژ پایانی افتاد در سمت تدوینگر و کارگردان هنری. این خانم کارگردان دارای یک امضای مشخص در همه کلیپهایی است که تاکنون ساخته و آن دادن حرکات موزون به خواننده کلیپ بازی گرفتن از اوست. آنچنانکه بیشتر به چشم بیاید و نقشی منفعل نداشته باشد. به نظر میرسد که از نظرات او در صحنه بالماسکه استفاده شده باشد.
در کل میتوان به این کلیپ زیبا و دلنشین نمره قابل قبولی داد و از دیدن هرباره آن لذت برد. با این امید که از بحث این هفته هم لذت برده باشید، شما را تا هفته آینده به خدا میسپارم. نقد و بررسی از: هومن خان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/04/16ساعت 12:24 توسط شاهین |
|
|
بین البارح و الیوم البوم: اللياليكلمات: فلكلور ألحان: فلكلور توزيع: جان ماري رياشي
بين البارح واليوم ليلة يا محلاها بین دیروز و امروز چه شبه قشنگی بود فيها الفرح مغروم عمري ما أنساها در اون فرح و شادی و عاشقی بود در تمام عمرم فراموش نمیکنم (اون شب رو) ليلة يا محلاها فيها كان غرامي چه شب قشنگی بود چون عشقم هم حضور داشت يا ريت نعود نراها ويكون حبيبي قدّامي ای کاش برمیگشتیم که ببینیم(باز از اون شب ها) و عشق من جلوی من باشه آه يا ليل، يا ليل يا عين، ليلة يا محلاها اه ای شب ای شب ای چشم چه شب قشنگی (بهتر از اون نیست) آه يا ليلة البارح نتفكّرك كلّ يوم اه ای دیشب .. هر روز به یاد توایم بيكي قلبي فارح نسهر ما عليّا لوم قلبم در حالت شادی گریه کرد . شب نشینیمون را بدون ایراد به سر میبریم عدّيتها مع غزالي واحنا في البستان به سر بردمش با آهویم ( آهو یعنی عشقم) و ما در باغ هستیم معاه سهرت ليالي بين الورد والريحان با اون شبهای زیادی را به سر بردم بین گل و ریحان
ترجمه از: الیاس خان با تشکر ویژه از: علی عزیز |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/15ساعت 17:2 توسط شاهین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اولين و تنها وبلاگ فارسي نوال الزغبي
|
| نويسندگان |
|
شاهین مونا الیاس |
| راديو نوال |
|
|
|
|