|
|
|
|
تازه ها
به زودی نوال در جشن افتتاحیه یک ایستگاه رادیویی (روتانا دلتا)، در بیروت حضور خواهد داشت. این جشن به صورت زنده از کانال های "روتانا" و همچنین "رادیو روتانا" پخش خواهد شد. اطلاعات بیشتر را به زودی در همین وبلاگ به اطلاعتان خواهیم رساند .
نوال هم اکنون در حال انجام مقدمات تصویر برداری موزیک ویدئو جدید خود می باشد. او چند روز پیش نشستی در همین رابطه با آقایان "ایلی صعب" (طراح لباس هایش)، "ایلی فغالی" (میکاپیستش) و "طونی مندلق" (آرایشگر مویش) داشت. او اولین تجربه اش را با آقای "سعید الماروق" (کارگردان موزیک ویدئو) در روزهای ۲ و ۴ جولای، برابر با ۴شنبه،۱۲ و جمعه، ۱۴ تیر خواهد داشت. این موزیک ویدئو سواحل صور تصویربرداری می شود. برایش آرزوی موفقیت می کنیم و بی صبرانه منتظر شاهکار دیگری از بانو هستیم .
۱۸ جولای اولین کنسرت تابستانی خود را در "موناکو" اجرا خواهد کرد. سپس به "الجزایر" می رود و دو کنسرت هم در تاریخهای ۲۲ و ۲۳ جولای در آن جا خواهد داشت. سپس به "بیروت" باز می گردد و در ۲۹ جولای در "هتل رویال" کنسرت دیگری دارد. بعد از آن در تاریخ ۲۵ جولای به "سوریه" می رود تا در جشنواره "القلعه" شرکت کند. در تاریخ ۲ آگوست کنسرت دیگری در "شرم الشیخ" مصر خواهد داشت و سپس به "مالزی" می رود و کنسرتی هم در ۶ آگوست در آن جا دارد و دوباره برای شرکت در یک جشن نامزدی به بیروت بازمی گردد. این جشن نامزدی در "هتل فینیسیا" بیروت برگزار خواهد شد. همچنین در تاریخ ۱۴ آگوست روز جمعه کنسرت دیگری در همین هتل خواهد داشت .
امسال نوال نازنین تولد ۳۶ سالگی خود را در کنار خانواده و دوستانش جشن گرفت. برایش آرزوی موفقیت و عمر طولانی همراه با سلامتی داریم و امیدواریم هر روز موفق تر از دیروز باشد و با کارهای بینظیرش دل طرفدارانش را در سراسر دنیا شاد کند. با تشکر ویژه از "مونا خانم"
پاسخ به نظرات
آلبوم "مالوم" كلام الليل يمحيه النهار (3.58 مگابايت) ترانه های هفته موزیک ویدئو های هفته |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/14ساعت 19:37 توسط شاهین |
|
|
با سلام خدمت خوانندگان وبلاگ فارسی نوال الزغبی، امیدوارم تا این جا از برنامه های تابستونی وبلاگ لذت برده باشید. برای ست ویزه چهرشنبه هفته دوم تابستون ۸۷ مصاحبه با طرفداران نوال رو و در این هفته سعید خان عزیز، انتخاب کردم. حتما همگیتون با سعید خان آشنایی دارید و اسمش رو همیشه تو قسمت نظرات دید. سعید خان از خوانندگان دائمی تنها وبلاگ فارسی نوال و از طرفداران ر و ا قرص خود نوال هست و تا این جا هر کمکی که از دستش بر میومده برامون انجام داده و شما هم شاهد این موارد بودید. در ادامه مصاحبه جالب و خواندنی با سعید خان عزیز رو می خونیم.
ـ من سعید سلیمی، 28 ساله، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی هیدرولیک، ساکن تهرانم. وطن مادریم ایران، وطن هنریم لبنان و وطن آرمانیم آلمان هست. از علاقه مندیهام: انجام کارهای فنی توی اوقات فراغت و گوش کردن به موسیقی (علی الخصوص کارهای بانو) تو هر موقعیتی که برام پیش بیاد.
ـ کما بیش 1 سالی میشه که با وبلاگ شما بطور تصادفی آشنا شدم. قبلش با وبلاگ نویسی اصلا آشنایی نداشتم. برام خیلی جالب بود که توی فضای مجازی اینترنت بتونم با افرادی که مثل من به نوال علاقه مندن تبادل نظر کنم. بعد به وبلاگ دیگر خواننده ها که سر زدم دیدم وبلاگ نوال مثل خودش از خواننده های دیگه واقعا سرتره (به دو دلیل: 1-کوتاه بودن فواصل آپ شدن 2- تنوع، جذابیت و به روز بودن اخبار و موضوعات). بعنوان یک خواننده وبلاگ هر کمکی که از دستم بر بیاد خوشحال میشم انجام بدم اما فکر اینکه خودم روزی وبلاگ نویس بشم بعیده عملی بشه چون واقعا کار سختیه و زمان وانرژی خاص خودش رو اونهم بطور مداوم میطلبه. چیزی که شما تو این چند سال از خودتون نشون دادین.
ـ حس دوست داشتن. وقتی شما کسی یا چیزی رو دوست داشته باشین هر آنچیزی که به اون وابسته هست رو هم دوست دارین و نسبت بهش احساس مسئولیت میکنین. براتون مهم میشه. به نظر من وبلاگ نوال نه متعلق به نویسنده هاش بلکه متعلق به نوال هست. در نتیجه هرکاری که برای موفقیتش از دستمون برمیاد باید انجام بدیم. من خواننده کمترین کاری که میتونم انجام بدم دادن نظر برای رونق بیشتر وبلاگ هست. تعداد نظرات مشوق خوبی برای نویسنده هاست.
ـ به نظر من زندگی ما همیشه در حال تغییر و تاثیر پذیریه. ساده ترین چیزی که بتونی تصور کنی مثل افتادن یک برگ درخت جلوی پات یا چیزهای دیگه مثل یه تست کنکور و . . . همه در حال تغییر دادن مسیر زندگی ما هستن چه رسد به رویدادها و چیزهای مهم تر. یکی کم، یکی زیاد. اما مهم نوع تغییره که درمورد نوال همش مثبت بوده (تو سخت ترین شرایط صداش واقعا به من آرامش داده).
ـ یه روز که کمه; دوست دارم یه یک ماهی به همراه ایلی عزیز (همسرشون)، تیای نازنین(فداش بشم) و دوقولوهای دوست داشتنیش به ایران بیان تا بتونم گوشه ای از زیبایی های کشور پهناورمون رو بهشون نشون بدم و در خدمتشون باشم (خیلی رویایی بود، نه؟).
ـ سئوال سختی پرسیدین . . . تا به حال بهش فکر نکردم . . . فکر نکنم. میدونین وقتی کسی رو دوست داشته باشین حتی اگه کار خطا هم ازش سر بزنه به چشمتون نمیاد. در کل " نه "
ـ این سوال دیگه واقعا سخته. اولش که زبونم بند میاد. بعد از 7 الی 8 لیوان آب قند اگه حالم جا بیاد، فقط میتونم بگم: خیلی دوستت دارم، هم صدات، هم خودت و هم هنرتو. امیدوارم هم خودت و هم خانواده گرمت 1000 ساله بشین و ما هم از وجود و هنر شما لذت ببریم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/04/12ساعت 20:17 توسط شاهین |
|
|
داستان "اغلی الحبایب"، داستانی ملموس، قابل درک و به بیان دیگر در دسترس است و آنچه در آن موج می زند، حس انتظار و تعقیب ماجرایی است که انتهای آن با توجه به حوادثی که در لابلای قصه اتفاق می افتد، تا اندازه ای حدس زدنی نیست.
انتظار و دلشوره از همان لحظات آغازین داستان شروع می شود، کارگردان برای اینکه این حس بهتر به چشم بیاید، با استفاده از ابزار در دسترس این حالت را در محیط القا کرده است. تمام شدن باطری موبایل، نداشتن سکه و ... . شاید شما هم در این شرایط واقع شده باشید و بتوانید خیلی راحت حس نوال را وقتی که نمی تواند با آن کسی که می خواهد صحبت کند را درک کنید. حتی به نظر من لباس قرمز نوال هم در این صحنه به بالا بردن این حس کمک کرده است. شاید بتوان گفت در این سکانس همه رنگها پر شور، گیرا و تا حدودی محدود کننده هستند و در کل آن حالت مد نظر داستان را به خوبی نشان داده اند.
مورد دیگری که واقعا تحسین برانگیز است، استفاده دوگانه از درونمایه ترانه برای شرح روحیات بازیگران یعنی نوال و مرد بازیگر است. به بیان دیگر، داستان از زبان یک نفر نقل نمی شود و هر دو بازیگر به زبان خود داستان را روایت میکنند. به نظر می رسد، قسمتهایی که در ترانه خوانده می شود، "تو عشق بزرگ من هستی و فراموش کردن تو غیر ممکن است. بغیر از تو کسی در قلب من جا نمیگیرد..." به شدت با حس بازیگر مرد که در بار کافه نشسته است و دختر به او شماره تلفن می دهد، همخوانی دارد. خنده او در اینجا یک خنده عصبی و تا حدودی تمسخر آمیز است. همچنین تکرار همین بند را ببینید، در سکانسی که مرد برای رفتن به پیش نوال آماده می شود و بار دیگر شماره تلفن دختر را روی دستمالش می بیند. هرچند نظر کارگردان برای استفاده از این موارد جهت بالا بردن حس تعلیق و این باشد که آیا مرد به سوی نوال می رود یا گرفتار دام عشق زود گذر دخترخیابانی میشود؟!، اما این نکته و این احساس بیشتر در چشم می آید که او نمی تواند دل از محبوب اصلی خود بردارد. باقی صحنه ها، صحنه های نوال است و ذهن آشفته او که با رسیدن به اوج و استقبال جامعه هنوز تنها و همدمش یک حیوان دست آموز است (خیلی از روانشناسان علت پناه بردن انسان به حیوانات را در تنهایی آنها جستجو میکنند.). به این ترتیب "رنده علم" از ترانه هم برای بیان احساسات نوال و هم احساسات مرد نقش مقابلش استفاده کرده است.
باید گفت که صحنه ها واقعا فاخر و چشم نواز هستند. بسیاری از آنها همانند تابلوهای متحرک است و زمانی را می بینیم که در یک تابلوی خیره کننده جای محبوس بودن در جریان است. صحنه ای که نوال روی کاناپه تراس دراز کشیده یا چند صحنه ساحلی از این موارد هستند. طراحی لباس نوال و استفاده از رنگهایی که خود را جزیی از محیط اطراف میکنند هم مثال زدنی است.
اینکه نوال با اسم خودش و به نوعی باورپذیر در نقش خودش بازی کرده است نیز، از آن کارهای ظریف است که توجه را بیشتر به موزیک ویدئو جلب میکند.خواننده ای گوشه ای از پشت صحنه کنسرت ها را بیان میکند و می گوید، پشت لبخند من یک چشمه غم خوابیده است. حالتی که در مرد بازیگر عریان تر و واضح تر است. تابحال ندیده بودم که در موزیک ویدئو های عربی به این وضوح مشروب خواری را نشان دهند. حتی در مواقعی هم که نیاز بود، تنها به نمایش حالتهای بد مستی اکتفا می کردند. اما این بار برای نمایش عمق ناراحتی این صحنه ها را هم می بینیم. وجود نمایی از کلیپ عادی در برابر چشمان مرد، گوشه ای از ذهنیات او را نشان می دهد، که همیشه در فکر معشوق خود است. حتی شاید بتوان بزرگ بودن صفحه تلویزیون را علاوه بر زیبایی صحنه به این نکته ربط داد که ما در آن لحظه در حقیقت داریم ذهنیات مردی را می بینیم که در غم دوری از محبوبش به میخوارگی پناه آورده و این فکر به قدری وسیع است که تمام چشم او را پرکرده است.
و بالاخره "اغلی الحبایب" قرار است ادامه ای بر "شو اخبارک" باشد، اما در یک نگاه می توان گفت بدون دیدن آن کلیپ هم می تواند داستان خود را به صورت مجزا و قابل درک مطرح کند، و چه خوب که از فلاش بک و بازگشت به صحنه های کلیپ قبل هیچ استفاده ای نشده است و داستان زبان حال و در فاصله ای مجزا از خاطرات گذشته باقی مانده است.
"اغلی الحبایب" روایت دوری است. روایت عشق در فاصله ای بعید. روایت وفادار ماندن و اعتراف به اینکه "در عشق ما فاصله ها بی معنا است، حتی اگر از زمین تا آسمان باشد...". بدون شک برای کسی که این شرایط را تحمل کرده باشد، دیدن این کلیپ دلپسند تر، جذاب تر و پرمفهوم خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/10ساعت 22:45 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: نجوم السما عنوان الألبوم: طول عمري نجوم السما أقربلك من قلبي اللي إنت هجرته ستاره های آسمون نزدیک تره به قلبم که تو ترکش کردی و لا مرة عملت حسابه و حتی یک بار حسابش نکردم مش ممكن ح يقربلك ع الحب خلاص حرمته و قفلت خلاص على بابهممکن نیست که در عشق به تو نزدیک باشن، دیگه تموم شد و در قلبم را قفل کردم ما بقيتش أصدق تاني قلبك كذاب و أناني نمیمانم که دوباره باور کنم ،قلب تو دروغگو و خودخواه است ممكن يعشق مليون عنده إستعداد ينساني و ممکن است میلیونها بار عاشق شود،قلب تو توانایی اینکه من را فراموش کند را دارد(قلبت میتونه منو فراموش کنه) و يسكّن غيري مكاني و الحب عليه بيهون جای من یکی دیگر بگیرد و عشق براش آسونه زيّ ما قلبك خان و لعبت بشوقي زمان اینگونه قلب تو خیانت کرد و مدتها با اشتیاق و دلتنگی من بازی کرد ما تقولش إنك ندمان أنا عمري ما ح أشتاقلك نمیگی که پشیمانی ، در تمام عمرم دلم برات تنگ نخواهد شد
قد ما قلبي هواك و استحمل ياما قساك چقدر قلب من عاشق توست و چقدر سنگدلی تو را تحمل کرد اکنون من از تو خواهش میکنم که برایت بهتر است عشق را فراموش کنی ترجمه از: مونا خانم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/07ساعت 12:50 توسط شاهین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اولين و تنها وبلاگ فارسي نوال الزغبي
|
| نويسندگان |
|
شاهین مونا الیاس |
| راديو نوال |
|
|
|
|