|
|
|
|
سلام عزیزان متاسفانه مشکل سایت رسمی نوال، هنوز حل نشده ولی از میان لینک های قبلی که دیگه کار نمی کنند، لین دیگه ای از برنامه ی Skoot Hanghani 2008 پیدا کردم که در زیر در قالب ۲ قسمت می تونید دانلود کنید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/06/02ساعت 21:10 توسط شاهین |
|
|
سلام خدمت همه ی خوانندگان عزیز وبلاگ. از این که تا به این جا همراه ما بودید، متشکرم. برای پست ویژه این هفته دو طراحی از طراحی های زیبای ستاره خانوم که از طرفداران نوال و خوانندگان عزیز این وبلاگ هستند، در نظر گرفتم. من که خیلی لذت بردم و از ایشون نهایت سپاس و تشکر رو دارم. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/06/02ساعت 21:2 توسط شاهین |
|
|
سلامی صمیمانه خدمت دوستان عزیز. از تاخیر چند روزه ای که در این بخش پدید آمد، عذرخواهی میکنم.بعد از کلیپ جدید و داغ "لیه مشتاقلک" این هفته کمی به عقب بر میگردیم و به یک کلیپ قدیمی و نزدیک به فضای تاتر نگاهی می اندازیم، کلیپ " بلاقی فی زمانی" محصول 1996.
صحنه در نهایت سادگی و با کمترین صحنه آرایی و تنها با استفاده از خاصیت رنگهای مکمل تزیین یافته است.حتی برخی صحنه ها که نوال در کنار پرده سیاه ایستاده و میخواند هم این سادگی و گریز از تجمل به شدت به چشم میخورد.مهمترین تکنولوژی به کار رفته در این کلیپ، استفاده بسیار زیاد از دوربین متحرک و سقفی است که فضای سیال و مواج حاکم بر صحنه را تشدید میکند. در برخی صحنه ها حالت ایستادن نوال با این لباس قدیمی مرا به یاد، صفحات عاشقانه دفاتر خاطرات دختران و پسران جوان می اندازد که در اکثر آنها،یک درخت نخل مورب ، یک عاشق دلخسته که به آن تکیه زده و یک غروب دل انگیز به طور مرتب تکرار میشود. اصلا انگار در این دوره و با بلوع فکری و جسمی آدم احساس تنهایی و درک نشدن میکند.یکجور حس دوگانگی با محیط اطراف و ناشنتاخته بودن همه چیز.... داستان اینطور که به نظر می آید درباره "تولد یک حس جدید" در کالبد آدمی است به روایت یک دانای کل(نوال).دو برادر وارد یک دهکده ناشناس میشوند و در جستجوی خود در بین خانه ها با دختری مواجه میشوند ودل به او میبازند. اما اگر بخواهیم عمیقتر به این موضوع نگاه بکنیم، بیش از این داستان ساده دستگیرمان میشوند. در اببتدای امر چند سوال برای ما پیش می آید:چرا این دو نفر، اینقدر بهم شباهت دارند؟! چرا در این دهکده، کسی زندگی نمیکند؟! لباسهای این دختر چرا اینقدر فانتزی است؟!و... خوب با همین چند سوال میتوان فهمید، که چیز دیگری بغیر از آنچه میپنداریم و میبینیم در جریان است.تحلیلی که میتوان از این کلیپ داشت، این است که این دو نفر در حقیقت یک نفر هستند، یعنی یک وجود دوگانه شده، یک روح و یک جسم و این دختر با آن لباس تمثالی اش در حقیقت عاملی برای بهم پیوستن و یکی شدن این وجود است.این دهکده خالی در حقیقت فضای خلسه و تمرکز انسان است که رموز زیادی را در خانه های مختللف خود پنهان دارد که برای یاقتن آنها باید دست به جستجو در خود زد. دخترک برای هر کس میتواند یک معنا داشته باشد.در حقیققت اینجا یک فضای باز وجود دارد تا هر کس آزمان خود را در او ببیند، چرا اولین نقطه تکامل وجود بشر و رسیدن به کمال شماخت خویشتن است. اینکه از این زمان در حال گذر، از این دنیای فانی چه میخواهد و اصلا برای چه به این دنیا پای گذاشته است. چون مطمئنا هیچکدام از ما بیهوده به وجود نیامده ایم و در حقیقت بخشی از یک سازمان بزرگ هستیم که مسئولیتی بر دوش داریم. عمر ما فرصتی است برای شناخت این نقش و تلاش برای به ثمر رساندن آن.کامیاب و خوشبخت آنکس که از این فرصت استفاده کند و به آن هدف نهایی دست یابد. این آرمان نهایی چیزیست که باعث خشنودی روح و یگانگی آن با جسم برای حرکت در این وادی خطرناک میشود.میوه ای که در همان ابتدای کلیپ به زمین می افتد و شکافته میشود، با توجه به تقارن آن ، همان علامت سوال موجود در ذهن همه ماست. که چگونه میتوان این دو نیمه تک افتاده را باردیگر همانند ازل، بهم پیوند داد. به راستی اگر پاسخ به این سوال پیدا شود، بسیاری از مشکلات پیچیده روحی، روانی و مسایل عدیده ای که در زندگی با آنها روبرو میشویم، حل میشود. چهره های مغموم و افسرده این دو تن در برخی سکانسها، حکایت همین سردرگمی از یافتن پاسخ مسئله است.کلیپ با زبانی ملایم به ما میگوید" گر بکوبی بر دری،عاقبت آید برون زان در سری" اگر بدنبال پاسخ هستی، جستجو کن و دنیای خود را همانند پرنده ایی زیر پا بگذار،مطمئن باش که در نهایت آن فرشته رقصان که کلید را در دست دارد، می یابی... این یک تحلیل کلی ( هرچند عجیب) بود از این کلیپ. اما همانطور که گفتم هر کس با توجه به دید خود از این صحنه ها تعبیری جدید بیابد. از خواندن نظرات همه شما عزیزان خوشحال میشوم. به اتین امید تا هفته آینده همه شما را به خدا میسپارم.
نقد و بررسی از هومن خان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/31ساعت 0:6 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: ماندم عليك تأليف: صفوح شغالة تلحين: جورج مرديروسيان توزيع موسيقي: طارق عاكف اللهجة: بدوية عنوان الألبوم: ماندم عليك عدد الأغاني: 8 أغنيات سنة الإصدار: 1998 إنتاج: Relax In International على قلبي كان حبّك حاكم بر قلب من عشق تو حاکم و سلطان بود وياما كان ينصب لي محاكم و چه قدر که من رو مورد سوال قرار داد تفرح بدمعي وتعذيب روحي خوشحال می شوی از دیدن اشک من و عذاب دادن روح من لا أسف ينفع ولا قولت نادم نه... دیگه تاسف نفعی نداره وبگی که نادم پشیمونی ماندم عليك دمع الندم غالي دیگه واست پشیمون نمیشم چون اشک پشیمونی گران بها هستن لخاطر عينيك ضيّعت أنا حالي به خاطر چشات من خودم رو گم کردم وكنت أظنّ أنّك حبيبي و فکرمي کردم که تو عزیزمی قلبي كان ينشد تعود ليّا قلب من به من میگفت شاید تو از دوباره برگردی حتّى بان جمر الهوى بيّا حتی حرارت و اتیش عشق در من پیدا شد وأنت تزيد ناري ولهيبي و تو اتیش و شعله های من رو زیاد میکنی لا لا ما ألوم ما أريدك تاني نه نه ..سرزنشنت نميکنم دیگه تو رو نمیخام برای دوباره ما عاد فيه لزوم نرجع ثواني دیگه لزومی نداره که حتی ثانیه های کمی رو هم با هم باشیم لا الزهد يدوم ولا حرماني نه فشار و درد دوام و ادامه داره و نه دیگه عذاب و غمی خوواهم داشت لو ردتني مظلوم ما عدت أبالي اگه خواستی که من مثل همیشه مظلوم بمونم هیچ وقته دیگه خواستت تکرار نمیشه ( دیگه فکرشو هم ندارم) ولما غاب طيفك عن عيوني و وقتی قیافت از جلوی چشام دور شد صبري داب وأحتارت ظنوني صبرم تموم شد و فکر و ذهنم مشغول تو شد يا ترى تحفظ ودادي که ای کاش در حب و عشق من محفوظ بمونی عمري راح سهرت أنا ليلي عمرم تموم شد و همه شبها من بیدار موندم وبسرّي باح صابر على ويلي و سر و رازم رو همه فهمیدن . بر اه و دردم صابر هستم والفراق أضنى فؤادي و جدایی باعث داقون شذن قلب من شد (فؤاد = قلب ) لا لا مستحيل يرجع شبابي نه نه امکان نداره که دوران جوانی من برگرده لقلبي العليل يرضى بعذابي قلب علیل و داقون من به این عذاب دیگه رضایت نمیده ما عندي بديل يدفع حسابي بدیل و جانشین ندارم که حسابم را با تو تموم وصاف کنه ناوي عالرحيل وأريّح بالي نیت کردم به هجرت و رحلت از اینجا و خیال ئ فکر خودم رو راحت کنم
ترجمه از: الیاس خان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/05/27ساعت 0:3 توسط شاهین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اولين و تنها وبلاگ فارسي نوال الزغبي
|
| نويسندگان |
|
شاهین مونا الیاس |
| راديو نوال |
|
|
|
|