|
|
|
|
سلامی صمیمانه خدمت دوستان عزیز. از تاخیر چند روزه ای که در این بخش پدید آمد، عذرخواهی میکنم.بعد از کلیپ جدید و داغ "لیه مشتاقلک" این هفته کمی به عقب بر میگردیم و به یک کلیپ قدیمی و نزدیک به فضای تاتر نگاهی می اندازیم، کلیپ " بلاقی فی زمانی" محصول 1996.
صحنه در نهایت سادگی و با کمترین صحنه آرایی و تنها با استفاده از خاصیت رنگهای مکمل تزیین یافته است.حتی برخی صحنه ها که نوال در کنار پرده سیاه ایستاده و میخواند هم این سادگی و گریز از تجمل به شدت به چشم میخورد.مهمترین تکنولوژی به کار رفته در این کلیپ، استفاده بسیار زیاد از دوربین متحرک و سقفی است که فضای سیال و مواج حاکم بر صحنه را تشدید میکند. در برخی صحنه ها حالت ایستادن نوال با این لباس قدیمی مرا به یاد، صفحات عاشقانه دفاتر خاطرات دختران و پسران جوان می اندازد که در اکثر آنها،یک درخت نخل مورب ، یک عاشق دلخسته که به آن تکیه زده و یک غروب دل انگیز به طور مرتب تکرار میشود. اصلا انگار در این دوره و با بلوع فکری و جسمی آدم احساس تنهایی و درک نشدن میکند.یکجور حس دوگانگی با محیط اطراف و ناشنتاخته بودن همه چیز.... داستان اینطور که به نظر می آید درباره "تولد یک حس جدید" در کالبد آدمی است به روایت یک دانای کل(نوال).دو برادر وارد یک دهکده ناشناس میشوند و در جستجوی خود در بین خانه ها با دختری مواجه میشوند ودل به او میبازند. اما اگر بخواهیم عمیقتر به این موضوع نگاه بکنیم، بیش از این داستان ساده دستگیرمان میشوند. در اببتدای امر چند سوال برای ما پیش می آید:چرا این دو نفر، اینقدر بهم شباهت دارند؟! چرا در این دهکده، کسی زندگی نمیکند؟! لباسهای این دختر چرا اینقدر فانتزی است؟!و... خوب با همین چند سوال میتوان فهمید، که چیز دیگری بغیر از آنچه میپنداریم و میبینیم در جریان است.تحلیلی که میتوان از این کلیپ داشت، این است که این دو نفر در حقیقت یک نفر هستند، یعنی یک وجود دوگانه شده، یک روح و یک جسم و این دختر با آن لباس تمثالی اش در حقیقت عاملی برای بهم پیوستن و یکی شدن این وجود است.این دهکده خالی در حقیقت فضای خلسه و تمرکز انسان است که رموز زیادی را در خانه های مختللف خود پنهان دارد که برای یاقتن آنها باید دست به جستجو در خود زد. دخترک برای هر کس میتواند یک معنا داشته باشد.در حقیققت اینجا یک فضای باز وجود دارد تا هر کس آزمان خود را در او ببیند، چرا اولین نقطه تکامل وجود بشر و رسیدن به کمال شماخت خویشتن است. اینکه از این زمان در حال گذر، از این دنیای فانی چه میخواهد و اصلا برای چه به این دنیا پای گذاشته است. چون مطمئنا هیچکدام از ما بیهوده به وجود نیامده ایم و در حقیقت بخشی از یک سازمان بزرگ هستیم که مسئولیتی بر دوش داریم. عمر ما فرصتی است برای شناخت این نقش و تلاش برای به ثمر رساندن آن.کامیاب و خوشبخت آنکس که از این فرصت استفاده کند و به آن هدف نهایی دست یابد. این آرمان نهایی چیزیست که باعث خشنودی روح و یگانگی آن با جسم برای حرکت در این وادی خطرناک میشود.میوه ای که در همان ابتدای کلیپ به زمین می افتد و شکافته میشود، با توجه به تقارن آن ، همان علامت سوال موجود در ذهن همه ماست. که چگونه میتوان این دو نیمه تک افتاده را باردیگر همانند ازل، بهم پیوند داد. به راستی اگر پاسخ به این سوال پیدا شود، بسیاری از مشکلات پیچیده روحی، روانی و مسایل عدیده ای که در زندگی با آنها روبرو میشویم، حل میشود. چهره های مغموم و افسرده این دو تن در برخی سکانسها، حکایت همین سردرگمی از یافتن پاسخ مسئله است.کلیپ با زبانی ملایم به ما میگوید" گر بکوبی بر دری،عاقبت آید برون زان در سری" اگر بدنبال پاسخ هستی، جستجو کن و دنیای خود را همانند پرنده ایی زیر پا بگذار،مطمئن باش که در نهایت آن فرشته رقصان که کلید را در دست دارد، می یابی... این یک تحلیل کلی ( هرچند عجیب) بود از این کلیپ. اما همانطور که گفتم هر کس با توجه به دید خود از این صحنه ها تعبیری جدید بیابد. از خواندن نظرات همه شما عزیزان خوشحال میشوم. به اتین امید تا هفته آینده همه شما را به خدا میسپارم.
نقد و بررسی از هومن خان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/31ساعت 0:6 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: ماندم عليك تأليف: صفوح شغالة تلحين: جورج مرديروسيان توزيع موسيقي: طارق عاكف اللهجة: بدوية عنوان الألبوم: ماندم عليك عدد الأغاني: 8 أغنيات سنة الإصدار: 1998 إنتاج: Relax In International على قلبي كان حبّك حاكم بر قلب من عشق تو حاکم و سلطان بود وياما كان ينصب لي محاكم و چه قدر که من رو مورد سوال قرار داد تفرح بدمعي وتعذيب روحي خوشحال می شوی از دیدن اشک من و عذاب دادن روح من لا أسف ينفع ولا قولت نادم نه... دیگه تاسف نفعی نداره وبگی که نادم پشیمونی ماندم عليك دمع الندم غالي دیگه واست پشیمون نمیشم چون اشک پشیمونی گران بها هستن لخاطر عينيك ضيّعت أنا حالي به خاطر چشات من خودم رو گم کردم وكنت أظنّ أنّك حبيبي و فکرمي کردم که تو عزیزمی قلبي كان ينشد تعود ليّا قلب من به من میگفت شاید تو از دوباره برگردی حتّى بان جمر الهوى بيّا حتی حرارت و اتیش عشق در من پیدا شد وأنت تزيد ناري ولهيبي و تو اتیش و شعله های من رو زیاد میکنی لا لا ما ألوم ما أريدك تاني نه نه ..سرزنشنت نميکنم دیگه تو رو نمیخام برای دوباره ما عاد فيه لزوم نرجع ثواني دیگه لزومی نداره که حتی ثانیه های کمی رو هم با هم باشیم لا الزهد يدوم ولا حرماني نه فشار و درد دوام و ادامه داره و نه دیگه عذاب و غمی خوواهم داشت لو ردتني مظلوم ما عدت أبالي اگه خواستی که من مثل همیشه مظلوم بمونم هیچ وقته دیگه خواستت تکرار نمیشه ( دیگه فکرشو هم ندارم) ولما غاب طيفك عن عيوني و وقتی قیافت از جلوی چشام دور شد صبري داب وأحتارت ظنوني صبرم تموم شد و فکر و ذهنم مشغول تو شد يا ترى تحفظ ودادي که ای کاش در حب و عشق من محفوظ بمونی عمري راح سهرت أنا ليلي عمرم تموم شد و همه شبها من بیدار موندم وبسرّي باح صابر على ويلي و سر و رازم رو همه فهمیدن . بر اه و دردم صابر هستم والفراق أضنى فؤادي و جدایی باعث داقون شذن قلب من شد (فؤاد = قلب ) لا لا مستحيل يرجع شبابي نه نه امکان نداره که دوران جوانی من برگرده لقلبي العليل يرضى بعذابي قلب علیل و داقون من به این عذاب دیگه رضایت نمیده ما عندي بديل يدفع حسابي بدیل و جانشین ندارم که حسابم را با تو تموم وصاف کنه ناوي عالرحيل وأريّح بالي نیت کردم به هجرت و رحلت از اینجا و خیال ئ فکر خودم رو راحت کنم
ترجمه از: الیاس خان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/05/27ساعت 0:3 توسط شاهین |
|
نوال و یک شرکت کویتی تولید کننده لنز چشم، برای تبلیغات قرارداد بستند. به گفته تولید کننده این لنز ها، نوال به خاطر زیبایی فوق العاده چشم هایش که درشت تر هستند و بیشتر حالت شرقی دارند، انتخاب شده و بهتر از نوال پیدا نمی کرده و در تبلیغات هم فقط از چهره نوال استفاده شده، نه صدایش. عکس های پشت صحنه این تبلیغات (تبلغیات هم به صورت عکس هستند) رو در زیر مشاده نمی کنید.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/05/25ساعت 15:5 توسط شاهین |
|
|
با سلام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ. برای پست ویژه این هفته، ریمیکس بسیار زیبای "قلبی اسالوا" (حتما دانلود کنید) و یک والپیپر زیبا از موزیک ویدئو جدید نوال در نظر گرفتم. امیدوارم که لذت ببرید. و با تشکر ویژه از "مونا خانم" بابت لینک ریمیکس و همچنین "افشین خان" بابت لینک والپیپر که مربوط به مجله "لها" هست.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/24ساعت 18:52 توسط شاهین |
|
|
دوستان و همراهان گرامی سلام. سلامی به گرمی آفتاب مرداد ماه. از اینکه این هفته هم با ما همراهید تشکر میکنم.بنا به درخواست و نظر شما عزیزان این هفته ویدئو کلیپ جدید نوال"لیه مشتاقلک" را مرور میکنیم. تا پایان با ما باشید.
اینکه کلیپهای جدید از سینمای گذشته جدا شده اند و در حال پیوستن به عصر جدیدی هستند که بیننده را به تفکر وادار سازند، باعث خوشحالی است. باید سلیقه بیننده را بالا برد و تا آنجا که ممکن است، ذهن او را درگیر ماجراهایی کرد که در ظاهر یک اتفاق عادی هستند، اما در بطن خود، مطلبی را برای بازگو کردن دارند.
سعید الماروق کارگردان نوگرای لبنانی از آن دست کارگردانهایی است که در کلیپهای جدیدش به این نکته توجه ویژه ای داشته و به خوبی با ذهن و چشم تماشاگر بازی و با قلب او ارتباط برقرار میکند."لیه مشتاقلک" به سبب ترانه زیبایی که داشت میتوانست کلیپی ساده تر و سرراست داشته باشد.میتوانست به راحتی یک داستان عاشقانه را شروع کند و با پایانی خوش همه چیز را به پایان برساند. اما ماروق نمیخواسته مستقیما به اصل ماجرا اشاره کند و در صدد بوده مفهوم را به صورت کلیدی و تاثیر گذار در اختیار او قرار دهد، به همین خاطر زبان اشاره و معنا و مفهوم را به کار گرفته. هم اکنون و بطور همزمان کلیپ دیگری هم از کارهای او ( بتفکر فی ایه ، نانسی عجرم) روی آنتن است. نزدیکی فضای این دو کلیپ جالب و دیدنی است. او سعی کرده برای هر دو کلیپ فضایی مدرن و صنعتی خلق کند و با استفاده از درونمایه هر کدام از ترانه ها به مقصود خود برسد.
در ابتدای کلیپ"لیه مشتاقلک" با فضایی وهم آلود و بحرانی مواجه ایم. دریایی طوفانی، چشمهایی لرزان و تصاویر بریده بریده و بسته از چهره و موهای در هم ریخته و آشفته نوال. بی شک این سکانس اشاره به درون او دارد. او گرفتار التهاب است و همانطور که در چند لحظه بعدتر میبینیم، حیران بین جمعیت میدود و آنچنان است که انگار در جستجوی گمشده ای است. اما این گمشده چیست؟!( یا شاید کیست؟) اما قبل از اینکه به این سوال پاسخ بدهیم، بهتر است به این نکته بپردازیم که این کلیپ چرا دو پاره و با دو سیستم مختلف رنگی و سیاه و سفید عرضه شده است؟!پاسخ به این سوال کمی سخت است و من برای آن سه جواب مختلف در نظر گرفته ام و متاسفانه نتوانستم از بین آنها یکی را انتخاب کنم. این را بعهده شما میگذارم تا با ذوق خود صحیحترین را بر گزینید:
نخست- صحنه های سیاه و سفید مربوط به دنیای صنعتی و مرده ماست که جای عشق واقعی در آن خالی است. رنگها همه کدر و نامفهوم شده اند و بشر آنقدر که بدنبال رفع نیازهای اولیه خود است، فرصت نگاه به خود و قلبش را ندارد. او زیبایی را فراموش کرده و همه چیز را با دیدی سطحی و بدون فکر و زودگذر میبیند. او در بین دستاوردهای خود(اشاره به آسمانخراشها و ساختمانهای سنگی و شیشه ای متن کلیپ) اسیر است و دست و پا میزند تا آزاد شود. نوال به مانند تمثیلی از این بشر قرن 21 از این شلوغیها میگریزد و به طبیعت و آنچه آرامش و عشق را در خود دارد پناه میبرد،شاید گمشده اش آنجا باشد. دوم- انچه در بخش سیاه و سفید میبینیم ،زندگی واقعی و سردر گم و گیج انسان امروزیست که زیبایی ندارد. همه چیز مکانیکی و بی احساس شده و آدمها انگار مجسمه هایی هستند از جنس دورو برشان. و بخش رنگی دنیایی آرمانی است و بیانگر آرزو و علاقه درونی او برای پیوستن به اصل طبیعت و یافتن دوباره خویش .جایی سرشار از آرامش و زیبایی که حتی خارهای آن هم به زیبایی تجلی یافته اند.
و بالاخره سوم- صحنه های سیاه و سفید رویه و پوسته زندگی نوال در مقام یکی از افراد جامعه امروز است که در جستجوی حقیقت و عشق واقعی گم شده اند.آنها آنچه را در طلب آنند به زبان می آورند و نمیتوانند به این مشتی آهن و سنگ بپیوندند و تقلا میکنند مگر از آن جدا شده و حقیقت را کشف کنند. اما بخشهای رنگی در حقیقت درون و روحیه اوست که گاه چون دریا متلاطم و گاه چون ساحل آرام و دلنشین است.روح او ( نوال در لباس آبی) در این ساحل میگردد و به هر زیبایی چنگ میزند، مگر خود را بازیابد. در صحنه های طبیعت،فیلمبرداری به گونه ای است که چهره نوال هم با جزئیات اطراف یگانه شده . او آنچنان که خود در ترانه میگوید در این عشق ذوب گشته و حالا به آن پیوسته.
با توجه به آنچه گفته شد، فکر میکنم فهمیدن پاسخ سوال نخست هم چندان سخت نباشد.نوال در پی گمشده اش است و این گم شده یا خود اوست یا عشق که من جستجو برای یافتن خویش را محتملتر میدانم. ایرادی که بر کلیپ وارد است شاید تنظیم حرکات نوال هنگام اجرا بر روی سن است که گاه تصنعی و دیکته شده به نظر میرسند. مانند صحنه ورود او و آن حرکت عجیب دست رو به بالا که بهتر بود اجرای این صحنه ها با توجه به استعداد و خلاقیتهای او به خودش واگذار میشد،مگر اینکه در لابلای این حرکات هم منظوری نهفته باشد.
خوب امیدوارم از تحلیل این هفته هم استفاده کرده باشید.تا هفته آینده و کلیپی دیگر خدانگهدار. نقد و بررسی از: هومن خان |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/05/19ساعت 22:55 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: ع الياماتأليف: محمد شحادة تلحين: وسام الأمير توزيع موسيقي: روجيه خوري اللهجة: بدوية عنوان الألبوم: اللياليعدد الأغاني: 9 أغنيات سنة الإصدار: 2000 إنتاج: روتانا للصوتيات و المرئيات عالیاما یک کلمه عربی هست که به فارسی معنی ندارد یا اگر دارد یعنی همان اه... یا واویلا.... يا ما الهوى رماني ولا مرّة هنّاني ای که چه قدر عشق عذابم داد و حتی یک بار هم شادم نکرد تركني أنا وأحزاني غنّي وقللو عالياما منو با غم هایم ترکم کرد. ترانه خوندمو بهش گفتم از (اه وا ویل) عالياما وياما وياما كلمة محيتا من المكتوب وا ویل وایل واویل و یک کلمه از نامه پاک کردم لا أسف لا ندامة عاما يصون الودّ بنوب نه معذرت خاهی و نه پشیمونی , درِ محبت رو میخاد درست میکنه ولی هرگز أندم ما تعودّت بيوم أنا واآه خلقنا توم پشیمون شو ...تو یه روز عادت نکردی و من و آه دوقولو به دنیا اومدیم الحب بقلبي باقي دوم مهما زادت آلاما عشق تو قلبم باقی میمونه هر چه قدر که دردم زیاد بشه لا للحسرة لا لا لا والدمعة مالي ومالا نه حسرت نه نه نه و اشک برای منه و اون چشه ؟ قلبي اللي ما في مثالا ما علّمني النداما قلبم که مثل اون نیست و به من پشیمونی یاد نداد
ترجمه از: الیاس خان دانلود ترانه "ع الیاما" (۵.۸۱ مگابایت) |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/05/19ساعت 20:3 توسط شاهین |
|
|
با سلام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ. امیدوارم حال همگی خوب باشه. از اون جایی که منبع همه ی خبرها و لینک های ما که تو وبلاگ قرار میدیم، سایت رسمی نوال هست، و متاسفانه این سایت هم چند روزی که مشکل پیدا کرده و هیچ لینکی هم کار نمی کنه و خبر جدیدی هم تو دستمون نیست. در رابطه با مشکل شما عزیزان در رابطه با دانلود لینک ها که بارها تو نظرات اعلام کردید، کاملا بستگی به سایت نوال داره و از من کاری بر نمیاد. در هر صورت امیدواریم که هر چه سریع تر مانند قبل ها رسیدگی بشه و تمامی لینک ها برگرده. تا فردا به خدا میسپارمتون. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/05/18ساعت 11:5 توسط شاهین |
|
|
با سلام خدمت خوانندگان عزیز وبلاگ. برای پست ویژه این هفته، "مونا خانم" طی زحمت های زیادی که کشیدند، لوازم میکاپ نوال رو در یکی از عکس های هنری اش، که در زیر می بینید، تهیه و جمع آوری کردند که اون ها در زیر همراه مشخصاتشون براتون قرار دادم. امیدوارم براتون جالب باشه و استفاده ببرید.
Chanel - Foundation
Dior - Addict Ultra-Shine Lipstick
Dior - Concealer
Dior - Diorshow Waterproof Mascara
Dior - Pressed Powder
Dior - Waterproof Eyeliner Pencil
Guerlain - Terracotta Light Sheer Bronzing Powder
Nars - Eye Shadow
تهیه و جمع آوری از: مونا خانم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/05/16ساعت 19:56 توسط شاهین |
|
|
سلام خدمت تمام دوستان عزیزی که این هفته هم همراه شده اند تا با یکدیگر ویدیو کلیپی دیگر را ببینیم و باز هم از زیباییهای هنر هفتم لذت ببریم. برنامه این هفته کلیپ "قلبی اسالو" است.
"قلبی اسالو" برای من یادآور روزهای سرد زمستان سال گذشته است و هر بار که آنرا میبینم شرایط و حال و هوای آن ماههای سرد ( که سردترین زمستان زمین بود) برایم زنده میشود. "قلبی اسالو" اولین کلیپ آلبوم شنیدنی و دستچین شده "خلاص سمحتک" است. کلیپی فوق العاده شاعرانه و نوگرا. از سنت قصه پرداز همیشگی در آن خبری نیست و ما همانند رهگذری،از میانه داستان وارد صحنه زندگی این زوج میشویم. زوجی نگران و غمزده که حادثه ای را به انتظار نشسته اند.
خانه بسیار ساده و دلنشین آراسته شده،اما به طرز حیرت انگیزی حالات مرد و زن را نمایش میدهند. آشفتگی و اضطراب در چینش این اشیا بدانگونه است که بنظر میرسد با تلنگری فرو میریزند.هیچ چیز در جای خود استوار نیست و حکایت از زندگی ساده ای دارد که در آستانه فروپاشی است. دانه های انار، چاقو و گوشت تکه تکه شده، اینها نشانه چیستند؟ چه میگویند؟ چاقو شاید نشانه قدرتی برتر باشد، قدرتی که بی رحمانه دل اناری را میدرد و دانه های آنرا اینگونه جدا از یکدیگر و پریشان ساخته. بی شک با توجه به مضمون کلی کلیپ (جنگ و ویرانی)چنین نتیجه ای چندان هم دور از ذهن نباشد. قدرتی ویرانگر که زندگیهایی که مردم با پوست و گوشت و استخوان خود میسازند، نابود میکند. از سویی دیگر تمامی این اشیا در کنار هم اشاره به کشتن و خون ریختن دارد. اگر دانه های انار را استعاره ای از قطرات خون بگیریم و و گوشت را پاره ای از تن. حتی قاشقهای روی دیوار همانند انسانهایی هستند که به دار آویخته شده اند.
مرد آشکارا دو دل است، جایی میان ماندن و رفقتن گیر کرده. پنجره را میگشاید و نگاهی به سرمای بیرون و حوادث و آینده پیش روی خود می اندازد وآنگاه نیم نگاهی به زن خویش (نمایشگر آسودگی و آرامش) دارد.پرده های لرزانی که از زن به تصویر کشیده میشود گویای تمامی آن جذبه ها و دلخوشیهای زندگی آسوده است. زن نیز به نوبه خود دو دل است از طرفی مرد را بسوی خود میکشد که "نرو" و از جانب دیگر لباس رزم بر تن او میکند و او را با عشق رهسپار میدانی میکند،که جز شبح مرگ چیزی بر فراز آن خودنمایی نمیکند. از اینجا به بعد با صحنه های واگویه های زن و مرد در رفتن و نرفتن روبروییم. در پایان مرد، زن را با حرکتی سریع به دیوار میکوبد، انگار که به سختی وجود خود را از تمام دلخوشیهایش میکند و به سوی سرنوشت محتوم خود قدم بر میدارد. زن میماند و یادگارها، گلهای خشکیده بر دیوار، خوشه های واژگون گندم این ثمره های صلح و قفسی نورانی در دور دست، کورسویی از امید... وخانه ای که خالی بودنش حال بیشتر به چشم می آید.
زن به مرور خاطرات گذشته و آرزوهای آینده اش میپردازد.پارچه های سفید آویخته بر بند، کنایه از صفحات زندگی است که هنوز سفیدند و چیزی برآنها نقش نبسته. چهره مردش را میبند، در صفحه ای خون آلود و در صفحه ای پاک و درخشان. با یکدیگر میرقصند و میخندند، گویی همه چیز به پایان رسیده و پرنده صلح به خانه بازگشته. اما همان چهره خون آلود نمایشگر بیمهای اوست و اینکه هنوز از آینده میترسد.اما باز هم در لابلای این صحنه ها، چراغی را میبینیم که بر دیوار آویخته و با شعله ای کم سو میسوزد. او با دل آشوبی امیدوار و نگران است.
شالی که او مدام بر شانه های خویش میکشد، حکایت از ترس دارد و اینکه حال با این تنهایی و بی پناهی چه کند؟!از اینسو به آن سو میدود و در حصار تنهایی خویش به دنبال پناهگاهی است.اما چیزی نمی یابد.پنجه بر دیوار می ساید و به پناه دیواری میخزد. نشان ناخنها بر دیوار در حقیقت کنایه از ترسهای گاه و بیگاهی است که دل را در بر میگیرد و وجود را میخراشد. در تمام صحنه هایی که در این قسمت دیدیم،ترکیب بندیها آنچنانند که گویا به یک تابلوی نقاشی خیره شده ایم. دقیقا از همان صحنه های ورودی و در تمام صحنه های تنهایی زن و مرد این تابلوها به خوبی قابل ملاحظه اند. حتی صحنه های رویا با تصویربرداری نیمه مات خود از باقی تصاویر تمایز یافته اند.
قسمت دوم کلیپ به فضای میدان جنگ و دشت ویرانیها اختصاص دارد. خورشید امیدهای زن در حال غروب است و مرگ را در چهره مرد به وضوح میبینیم. زن همچون پرنده ای مغموم بالهای بی پناهی اش را میبندد و سرانجام وداع...
صحنه ای بی نهایت زیباو تاثیر گذار ، زن درتلاش برای پیوستن به مرد خویش است، ولی ناگاه در میابد که این یک خیال است. خیالی گریز پا و محو. خیالی که او را در برابر بیابان تنهایی و سرمای ناگاه ترسهایش تنها میگذارد و با همراهانش که با گل آفتابگردان در تفنگهاشان دارندو بسوی نور میروند.گل آفتابگردان استعاره از چیست؟! گلی که همیشه سر به سوی آسمان دارد و به خورشید مینگرد.میتوان اینطور نتیجه گیری کرد که همگی آنها مرده اند و حال در حال حرکت به سوی ابدیت هستند. همانند آفتابگردان بسوی آسمان به خدا مینگرند و رو به آفتاب جانبخش ، جهانی که در آن خبری از ظلم و جنگ و خونریزی نیست رهسپارند. آنان سپاهیان آفتابند،آنان که در راه هدف میروند با پشت کردن به همه دنیا و دوست داشتنیهای آن.
اما یک نکته در اینجا هنوز مبهم است. آیا مرد نیز به سرنوشت همقطارانش دچار شده؟ یا هنوز زنده است و در آرزوی پبوستن به آنها،راهشان را ادامه میدهد؟ اینرا میگویم چون به تفنگ او میخواهم اشاره کنم! در لوله تفنگ او از گل خبری نیست و آنچه بیشتر به نظر می آید، سرنیزه ایست که تمام معادلات را بهم میریزد و داستان دیگری را می آغازد. داستانی بی انتها که بار دیگر ادامه تنهایی زن و سرمای دنیای او را به دنبال دارد. جنگ به پایان نرسیده و مرد جدا از همسر و دنیای پشت سر به سوی آرمانش و راه آنان که رفتند، رهسپار میشود.
تحلیل این هفته هم در همین جا به پایان رسید..امیدوارم از خواندن آن لذت برده باشید. روز و روزگار خوش. خدانگهدار.
نقد و بررسی از: هومن خان دانلود موزیک ویدئو "قلبی اسالوا" (۱۴ مگابایت) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/05/15ساعت 16:13 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: نار الغرام عنوان الألبوم: اللي إتمنيته عدد الأغاني: 10 أغنيات سنة الإصدار: 2002 إنتاج: عالم الفن نار الغــرام تــحرقــني و قلـــبـــي ذاب آتش عشق مرا مي سوزاند و قلبم آب شد
نار الغــرام تلــــمــع جـــوا العـــــيــون آتش عشق زير اين چشمان درخشندگي مي كند
لا لا ملام عليّ لا عـتاب نه ملامتي و سرزنشي بر من نيست
ورد الأحلام فتـــح فــــوق الجــــفـــون گل خواب ها بالاي پلكهايم باز شد
غمرني بإيديك سافر خـلف الضــــباب با دستهايت مرا بگير و پشت اين دودها سفر كن
شوقي لعـــينيك شوق الـليل للــسـكون اشتياقم به چشمانت مانند اشتياق شب است به سكوت
إعجابي بيك تخطى حـــدود الإعجــاب عشق تعجب آور من به تو از محدوده تعجب آوري مي گذرد
شعوري لــيك حـــب يضاهي الجـــنون احساسم نسبت به تو عشقي است كه از مرز ديوانگي مي گذرد
حبك و الله حــــبك فــــوق الخيـــــــــال به خدا قسم عشقت فوق تصور است
حـبك و الله عاطــي لحــــياتي لـــــــون به خدا عشقت به زندگيم رنگ بخشيده است
أحلف بالله وجــــهك بـــدر الكـــــمــال به خدا قسم مي خورم صورتت ماه كاملِ است
أحلف بالله إنت أحلى ما فـــي الكــون به خدا قسم مي خورم تو زيبا ترين چيز در دنيا هستي
ليــــل الحـنيـــن عـطـــرك فـــاح بــدلال آن شب مهربان بوي خوشت با ناز وزيد
همس السنين صوتك عـــطـف و حـــنون آن سالها صداي نجوايت مهرباني و محبت بود
عالي الجبين مثــلك مـــا فــي جــمـــال مانند آن پيشاني بلندت در زيبايي نيست
يا ضي العين من دونك و إ يـــش أكـون اي نور چشم بدون تو چرا زنده بمانم
ترجمه از: الیاس خان |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/05/12ساعت 8:0 توسط شاهین |
|
|
کنسرت "القلعه و الوادی" که نوال جمعه گذشته در سوریه برگزار کرد، شنبه شب از شبکه روتانا موسیقی پخش شد و چند شب بعد نیز گزارشی از این کنسرت از برنامه آخرالاخباز همین شبکه نیز پخش شد.
دانلود ویدئو گزارش کنسرت (برنامه آخر الاخبار) دانلود کنسرت: (ویدئو) MP3
کنسرت نوال و فارس کرم برگزار شد و متاسفانه لینکی از اجراهای اون رو در اختیار ندارم ولی عکس های کنسرت رو در زیر براتون قرار دادم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/05/11ساعت 13:25 توسط شاهین |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/05/09ساعت 20:19 توسط شاهین |
|
|
امروز می خواهیم با هم در مورد کلیپ "شو اخبارک" صحبت کنیم. ولی قبل از آن می خواهم خواهش کنم اول کلیپ را ببینید بعد این مطلب را بخوانید.
"شو اخبارک" یک داستان غم انگیز عاشقانه (ملودرام) است که مقدمه ایست بر "اغلی الحبایب". کارگردان با باز گذاشتن انتهای ماجرا پیش از آن که در پی ساخت ادامه ای بر این ماجرا باشد، نتیجه گیری را بر عهده ذهن تماشاگر گذاشته تا او را هم در داستان دخالت دهد. البته چیزی که در اینجا مهم است، بیشتر تکیه بر ذهنیت نوال است تا نتیجه داستان که بار دیگر این عاشق و معشوق به هم می رسند یا خیر! چون در تمام طول ترانه نکته اصلی که بر آن تاکید می شود، مشغول بودن ذهن نوال در همه حال و همه روزها و شب های دوریست.
تدوین ماهرانه کلیپ باعث شده، حس و حال نوال به خوبی منتقل شود. وقتی به خاطره خوبی فکر می کند، معنای خنده او را درک می کنیم و بر عکس در مواقعی که ناراحت است، می دانیم علت آن چیست. استفاده از نمای آهسته هم برای خاطرات این فرصت را به ذهن می دهد که راحت تر آن ها را تجزیه و تحلیل کند و مشغول آن ها شود و بدین وسیله خط فاصله ای هم بین زمان گذشته و حال پدید آید.
در نمای اول یک صحنه معرفی داریم. یک خاطره شیرین. جایی برای شروع. همه چیز را از دریچه ذهن نقش اول ماجرا می بینیم. این ذهن اوست که روزهای شیرین گذشته را روایت میکند. حوادثی دوست داشتنی و عاشقانه که می آیند و می روند: ...ما با هم بودیم... دست در دست هم... خنده هامان با هم... فکرهامان با هم... در کنار هم یکی می شدیم... فارق از هست و نیست...
این صحنه زیبا، با صدای پاهایی که به ناگاه شنیده می شود، قطع شده و به زمان حال می رسد. باز هم این جا با صدای ذهن نوال همراه می شویم. چون سکوت ناگهان بر چهره او می نشیند و ترانه ادامه پیدا می کند. او در این فضای عظیم تنهاست. در این خانه بزرگ قسمت کوچکی را برگزیده و با خاطراتش زندگی می کند. قسمت هایی از خانه که در تاریکی فرو رفته در حقیقت دنیای ناشناخته ای را بیان می کند که ذهن او از آن می گریزد و به گوشه ای خلوت و تنها پناه می برد.
از نقش دوم کلیپ مطلقا در زمان حال خبری نیست. او تنها در خاطر نوال است و ما از این دریچه می توانیم با او ارتباط برقرار کنیم. آیا می توان این نکته را نقصی بر کلیپ به شمار آورد؟ هم آری و هم نه!!! از آن جهت می گوییم آری چون ما تنها شاهد یک ماجرای یک طرفه هستیم و از حال و روز نقش دوم اطلاعی نداریم. نمی دانیم او هم مثل نوال گرفتار این واگویه های ذهنی است یا نه؟! هر چند در "اغلی الحبایب" پاسخ خود را می گیریم، اما اینجا خلایی وجود دارد که به هیچ وسیله ای نمی توان آن را پر کرد، مگر یک تصور مثبت که بدون این که به آن فکر کنیم و در تنها در نتیجه دیدن حالات او در لابلای خاطرات( بخصوص زمان خداحافظی و رسیدن فاکس) به آن می رسیم.
اما از دیدی دیگر این یک نقص نیست. همان طور که گفتیم ما از دریچه ذهن نوال همه چیز را می بینیم . یعنی ما تنها گوش به روایت یک نفر سپرده ایم. مثل این که ما در کنار یک نفر نشسته باشیم و او از خاطرات خود با ما بگوید. در این صورت تنها و تنها با یک نفر برخورد داریم و بس. این گونه به نظر می رسد که نظریه دوم صحیح تر باشد.
یکی دو نکته دیگری که در این کلیپ به چشم می خورد، یکی استفاده هنرمندانه از ترکیب رنگ ها در سکانس های مختلف است. در همان نمای اول و صحنه معرفی با دو رنگ آبی و قرمز که همدیگر را کامل می کنند با تکیه بر نزدیکی دو هنرپیشه مواجه ایم. و در باقی صحنه ها، برای تعریف فضای غم انگیز و خالی از رنگ های سرد و تیره نظیر آبی و درجات مختلف آن استفاده شده. برعکس در صحنه های عاشقانه و خاطراتی که نوال در کنار معشوقش داشته، رنگ های پر انرژی تر می بینیم. به غیر از صحنه رقص که در آن، رنگ قهوه ای و تند اتاق رنگ سرد لباس های دو نفر را خنثی می کند و با یکدیگر فضای دلنشینی را تشکیل می دهند.
اما دومین نکته در صحنه عکس گرفتن است که با اشاره ای هوشمندانه به ترانه متصل شده است. می شنویم : ...تو در قلب و روح من ...در چشم های من به تصویر کشیده شده ای.... عکاس ها از او عکس می گیرند و حالات مختلف او نتیجه همین تصاویر ذهنی است و آن خاطره زیبای کوهستان، خنده را بر لب های نوال می نشاند و نظر عکاسان را جلب می کند. همین اشارات کوچک باعث پیوستگی ترانه به تصویر شده که گاهی اوقات آزادانه جولان می دهد و پیش از شروع ترانه و بعد از آن ادامه میابد.
شو اخبارک داستانی است که بر دل می نشیند و هر ذهنی را با خود همراه می کند. ذهن های تمام عاشقانی که از معشوق خود به دور افتاده اند و لحظاتی بس سخت و غم انگیز را سپری می کنند: ...به من بگو ...چه خبر از حال و روزت؟! ...بعد از من چه میکنی با غم دوری و خاطراتی که نیشتر بر قلبت می زنند... به من بگو... چه خبر از حال و روزت؟ً!...
نقدو بررسی از: هومن خان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/05/07ساعت 14:53 توسط شاهین |
|
|
New Music Video ~ Li Moshta'alak
موزیک ویدئو جدید ستاره بی چون و چرا موسیقی پاپ عرب، سلطان زن خواننده های عرب "نوال الزغبی" تحت عنوان "لیه مشتقالک" جمعه، ۲۵ جولای ۲۰۰۸ میلادی و برابر با ۴ مرداد ۱۳۸۷ شمسی، برای اولین بار از شبکه "روتانا موسیقی" پخش شد. کارگردان این موزیک ویدئو "سعید الماروق" و تهیه کننده آن "روتانا" می باشد.
Download Music Video: High Quality - 60 MB, Medium Quality - 23 MB & Low Quality - 15 MB Song of the week ~ Li Moshta'alak
نام ترانه: لیه مشتاقالک آلبوم: خلاص سامحت تالیف: امیر طعیمه شاعر:م حمد النادی توزیع موسیقی: توما لهجه ترانه: مصری سال: ۲۰۰۸ لیه مشتاقالک چرا دلتنگ تو ام؟ انا لیه مشتاقالک چرا من دلتنگ تو هستم؟ انا ایه غیرلی حالی چه چیزی حال مرا دگرگون کرده؟ انا ایه منک جرالی به خاطر تو چه چیزی را تحمل کنم؟ انا مالی بیییک من به سوی تو می آیم من شوقی و من حنینی بخاطر دلتنگی و شوقم انا لیه مانامتش عینی چراچشمانم نمیخوابند انا لیه حبک مالینی چرا عشق تو مرا به سمت خود میکشد؟ انا روحی فیک همه وجود من وابسته به توست یاده الشوق اللی اناحاساه این همه اشتیاقی است که من احساس میکنم و غرامی اللی انا عایشاه و عشقی که برایش زندگی میکنم خلانی الذوب فی هوی باحساسی بگذار در عشق با احساسم بسوزم لیه قلبک شغلنی و غاب چرا قلبت منو گرفتار کرد و رفت و عذااابک ده احلی عذاب عذابی که از طرف تو باشد ، شیرینترین عذاب است انا قلللبی فی غرامک ذاب و بیقااااسی قلب من در عشقت سوخت و تحمل کرد خذتنی من العالم و الدنیا من را از همه جهان و دنیا بگیر رحت فی ثانیه یا حبیبی معاااک و من را در یک لحظه با خودت ببر نفسی اغمض عینی و افتح آرزو دارم چشمانم را ببندم و باز کنم الاقیک جنبی و اعیش ویاااک و تو را کنارم ببینم و با تو زندگی کنم کلیه "ق" ها به صورت "ء" و "ذ" ها به صورت"د"(به جز عذابک و عذاب) و "ج" ها به صورت "گ" تلفظ میشود
اعلام برنامه جشنواره "القلعه الوادی" که دیشب با حضور "نوال الزغبی"، "فارس کرم" و "رجاء" در "سوریه" برگزار شد، امشب ساعت ۲۳:۳۰ به وقت ایران از کانال "روتانا موسیقی" پخش خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/05/05ساعت 23:3 توسط شاهین |
|
|
دانلود ویدئو برنامه (140 مگابایت)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/05/04ساعت 16:41 توسط شاهین |
|
|
۵۱ - نظرت راجع به شرکت روتانا؟ - ممتاز!۵۲ - نقطه ضعفت؟- بچه هام۵۳ - مغروری؟- ابدا"۵۴ - ولخرجی، بخشنده ای یا خسیسی؟- بخشنده ام۵۵ - آرزوی کودکی ات که برآورده شده؟- شهرتی که امروز باهاش زندگی می کنم۵۶ - زندگی به تو چی یاد داد؟- یک روز با تو و یک روز علیه تو۵۷ - آیا روزی در سختی زندگی کردی؟- البته۵۸ - از ظاهرت راضی هستی؟ و نمره ای که به خودت میدی چنده؟- به خودم نمره نمیدم و خودم را پایین هم در نظر نم یگیرم، زیبایی من هدیه ای از سوی خداست و آن هم زیبایی روح است.۵۹ - تعداد خواننده هایی که کاست هایت را نگهداری می کنند؟- نمی دونم، من فقط تماس های تبریک را با انتشار هر آلبوم می بینم.۶۰ - تعداد کسانی که برای وجود تو خوشحالی می کنن؟- همه عرب ها منو دوست دارند!۶۱ - ترست در کجاست؟- از شکست می ترسم۶۲ - اگر به عنوان سفیر کشورت منصوب بشی، چه کشوری را انتخاب می کنی؟- هر کشور عربی را۶۳ - و الان ماموریت دفاع از موضوعی را داری، چه موضوعی را در مجلس دولتهای متحده مطرح می کنی؟- موضوع لبنان را۶۴ - اگر گفتگوی تلویزیونی داشتی، دوست داشتی کدام شخصیت لبنانی مهمانش باشد؟- البطریک صفیر۶۵ - نظرت راجع به میشال حایک (میشال حایک یک پیشگو است)؟- من فقط به خدا ایمان دارم۶۶ - جایی که به سویش فرار می کنی؟- دریا۶۷ - کشوری که آرزو داری در آن بخوانی؟- همه جای دنیا به جز چین، برای اینکه آن ها زبانم را نمی فهمند۶۸ - آرزوی شخصیت؟- رضایت خدا از من۶۹ - آرزوی هنریت؟- موفقیت۷۰ - از مرگ میترسی؟- همه مردم میترسن۷۱ - بیماری نگرانت می کنه؟- البته۷۲ - نظرت راجع به باسم فغالی؟- با مزه است، ولی بعصی وقت ها خیلی غلو می کنه.۷۳ - نظرت راجع به جوان هایی که در انتخابات زیبایی شرکت می کنن؟- اینجور انتخابات را دنبال نمی کنم۷۴ - چه لقبی را ترجیح میدی؟- القاب را دوست ندارم۷۵ - صفت بخشنده بودن را دارا هستی؟- البته۷۶ - دمدمی مزاجی؟نه ۷۷ - برای چه کسی خوشحالی می کنی؟- برای هر آدم موفقی۷۸ - در زندگیت پشیمان شدی؟- البته، من پشیمانی را به حساب نمیارم بلکه از اون درس می گیرم که دیگه به اون اشتباهم برنگردم۷۹ - کدام عید را دوست داری جشن بگیری؟- کریسمس۸۰ - به چه کسی میگی ممنونم؟- به خانواده ام۸۱ - کارهای خیر انجام میدی؟- البته۸۲ - رازتو به کی میگی؟- به خودم!۸۳ -بهترین ضرب المثل؟- نانتو به نانوا بده حتی اگر نصفشو خورد!۸۴ - چند بار شماره تلفنت را عوض کردی؟- ۳ بار۸۵ - ماشینت را با سرعت میرونی یا آهسته؟- بستگی به حالم داره۸۶ - یک صفت برای مردهای نمونه؟- احترام به خانم ها۸۷ - چه چیزی را با اصرار از مردها می خواهی؟- هیچ چیز!۸۸ - کی مردی را ترک می کنی؟- موقع عدم تفاهم۸۹ - عاطفی هستی یا عاقلی؟- عاطفی۹۰ - الگوی کاملت؟- همه انسان های متواضع۹۱ - نظرت راجع به استار آکادمی؟- زیباست۹۲ - بلیط بخت آزمایی می خری؟- نه۹۳ -نظرت راجع به جایزه هایی که این روزها داده میشه چیه؟- برایم مهم نیست۹۴ - یه رازی که برای بار اول بخوای به ما بگی؟- ( با لحن شوخی) ۱۸ ساله م هست!۹۵ - آیا فرزندانت را در رفتن به سمت هنر تشویق می کنی؟- آن ها را در تصمیم گیری آزاد میذارم۹۶ - تا حالا کسی بهت خیانت کرده؟- این سوال را دوست ندارم۹۷ -چه کسانی از نزدیکترین دوستات هستند؟- ۳ نفر بدون ذکر نام هاشون۹۸ - چه کسی در زندگیت در اولویت هست؟- فرزندانم۹۹ - نظرت راجع به سوالات ما؟- زیبا بودند، ناراحتم نکردند و تحریک کننده هم نبودند!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/05/02ساعت 8:0 توسط شاهین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اولين و تنها وبلاگ فارسي نوال الزغبي
|
| نويسندگان |
|
شاهین مونا الیاس |
| راديو نوال |
|
|
|
|