|
|
|
|
ویدئویی که قصد داریم، امروز آن را تحلیل کنیم، ویدئوی "حبیت یا لیل" یکی از کلیپ های قدیمی نوال است. ویدئویی که در زمان خود از تکنیک جدید و زیبایی استفاده کرده بود. سینمایی که تا چندی پیش برای به تصویر کشیدن شباهت های دو نفر از سکانسهای جدا استفاده می کرد و نهایت خلاقیت آن استفاده از صحنه هایی بود که یکبار بازیگر در نقش خود رو به دوربین قرار می گرفت و بار دیگر در نقش طرف مقابل و روربروی او همیشه یک نفر پشت به دوربین بود، اما حالا یک نفر را چندین بار تکثیر کرده و در کنار هم و یک سکانس واحد، بدون قطع تصویر قرار داده بود.
سختی این صحنه ها علاوه بر فیلمبرداری، هدایت بازیگر را هم شامل می شود. این که چطور بازیگر در یک صحنه حرکتی را انجام دهد که در مرحله دوم فیلمبرداری بخواهد جواب آن را بدهد، دقت و رهبری فوق العاده ای را می طلبد. کمی دیر و زود شدن حرکت میتواند تمام رشته ها را پنبه کند. به صحنه ای که در رستوران گرفته شده و شخصیتها جام های خود را به هم میزنند نگاه کنید. در این صحنه زمانبندی و محل برخورد جامها اهمیت موضوعی را که ذکر کردیم نشان می دهد.
این صحنه در این فیلم، بر تعدد شخصیت های یک نفر در زندگی اش تاکید دارد. جان مالکویچ که هربار در قالب یک نفر فرو رفته، حالا با تمام وجوه شخصیتی خود ملاقات می کند. در "حبیت یا لیل" هم با موضوعی مشابه مواجه ایم. در نگاه اول شاید فقط به نظر بیاید که کارگردان در پی ارایه یک فانتزی عامه پسند بوده است. اما این کلیپ در لایه های زیرین خود با نشانه ها و سرنخ هایی که به ما می دهد، مفهوم اصلی را مطرح می کند.
از یکسو به نظر می آید این تصاویر مشابه با پوشش های چندگانه، یک شخصیت را از چند وجه مختلف به ما نشان می دهد. حرکات آنها را نگاه کنید. یک نفر خجالتی، یک نفر پر حرف و دیگری اجتماعی است. این مسئله در سکانس اتاق خواب نمود بیشتری پیدا می کند. چون یک شخص جدید به قبلی ها اضافه شده است. شاید بتوان این صحنه را یک تشویش ذهنی برای بازیگر فیلم روی پرده به حساب آورد که در زمان واحد تفکرات گوناگونی در ذهن دارد و کارگردان برای به تصویر کشیدن این خصوصیت از این حربه استفاده کرده است. شما نیز دچار این حالت شده اید و در کل هر کس در زندگی خود با توجه به حوادث گوناگون چهره جدیدی از خود به نمایش میگذارد.
نقد و بررسی از: هومن خان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/31ساعت 13:54 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: حبيتهتأليف: خالد تاج الدين تلحين: عمرو مصطفى توزيع موسيقي: حميد الشاعري اللهجة: مصرية عنوان الألبوم: طول عمريعدد الأغاني: 8 أغنيات سنة الإصدار: 2001 إنتاج: روتانا للصوتيات و المرئيات حبيته سنين طوال و إليه القلب مال سالهای طولانی عاشقش شدم و قلبم به طرف اون رفت و حلمت يكون معايا لو مهما العمر طال و خواب دیدم که اون با من باشه و حتی هرچه قدر عمر طولانی باشه أتاريني كنت عاشقة قلب عمره ما كان عاشقني آیا میبینی که یک عمر قلبی که عاشقشم و او عاشق من نبود أتاريني كنت شارية قلب كان همه يفارقني آیا میبینی قلبی که خریدم همه فکرش اینه که منو ترک کنه ده دوام الحال محال و هواه دا كان خيال ماندن این خاب محاله و عشق او هم یک خیال بود لكن لحظة فراقه كانت فوق الاحتمال اما لحظه دوریش احتمال نداشت
إزاي يقدر يخون و يسمي هوانا كذب چه جوری تونست خیانت کنه و عشقمون رو دروغ بنامههوّا كلام العيون مش برضه بيبقى حب و حرفهای او که با چشم به من میزنه بازم عشق باقی بمونه (تعبیر مجازی) مخدوعة أنا كنت فيه و أسيرة لحبي ليه من گولشو خوردم و چرا اسیر عشقش شدمو سألته باعني ليه رد علي بسؤال و از اون پرسیدم چرا منو فروختی ؟ جواب منو با سوال داد أتاريني كنت عاشقة قلب عمره ما كان عاشقني آیا میبینی که یک عمر قلبی که عاشقشم و او عاشق من نبود أتاريني كنت شارية قلب كان همه يفارقني آیا میبینی قلبی که خریدم همه فکرش اینه که منو ترک کنه
كل الأحزان تهون و تهون أحزاني صعب کل غم ها آسان هست و غم های آسان من سخت است أنا حبيته بجنون و ده قلبه ما كانش قلب من با جنون عاشقش شدم و این قلبش قلب نبود نسيانه قد إيه مش ح أقدر يوم عليه چه قدر فراموش کردم و هیچ روزی از پسش بر نمیام مخدوعة و أعمل إيه ما أنا بختي فـ حبي مال گول خوردم، چی کار کنم؟ و شانس من این بود که عشقم به طرف اون کشیده شد (تعبیر مجازی) أتاريني كنت عاشقة قلب عمره ما كان عاشقني آیا میبینی که یک عمر قلبی که عاشقشم و او عاشق من نبود أتاريني كنت شارية قلب كان همه يفارقني آیا میبینی قلبی که خریدم همه فکرش اینه که منو ترک کنه ترجمه از: الیاس خان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/29ساعت 15:26 توسط شاهین |
|
|
همان طور که چندی پیش در همین وبلاگ اعلام شده بود، نوال طی هفته ای که گذشت، دو کنسرت برگزار کرد که یکی از آن ها در جشنواره "تیمقاد" بود که شبکه "الجزایر ۳" گزارش، پشت صحنه، مصاحبه و قسمت هایی از این کنسرت رو پخش کرد. لینک دانولد ویدئوی موارد ذکر شده از این کنسرت رو براتون در زیر قرار دادم.
قسمت هایی از کنسرت در برنامه "صباح الخیر" (11.3 مگابایت) قسمت هایی از کنسرت در "اخبار" (11.3 مگابایت) پشت صحنه از کنسرت (26.4 مگابایت)
یکی دیگر از این دو کنسرت در لیالی "الکازیف" بود، که گزارش کوتاهی از برگزاری آن در اخبار شبکه "الجزایز ۳" پخش شد.
دانلود گزارش کنسرت در "اخبار" (3.7 مگابایت)
با توجه به این که ترانه "القاسی" ترانه این هفته بوده، سعید خان عزیز، زحمت نما آهنگی رو که با این ترانه و عکس های رومانتیک نوال درست کرده اند، کشیدند، که در این جا لینک دانود آون رو با دو فرمت 3GP و WMV در اختیارتون میذارم. با تشکر فراوان از سعید خان، امیدوارم لذت ببرید.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/28ساعت 14:24 توسط شاهین |
|
|
به مناسبت تولد ۳۶ سالگی پرنسس نوال، مجله "نورا" مصاحبه ای با او انجام داد که ترجمه اون رو "مونا خانم" براتون آماده کرده . من هم این ترجمه رو برای پست ویژه این هفته و هفته آینده، در دو قسمت براتون در نظر گرفتم. الآن با قسمت اول این مصاحبه همراه باشید.
۱ - تاریخ تولدت؟- ۲۹ جولای۲ - قد؟- ۱۶۵ سانتیمتر۳ - وزن؟- ۵۲ کیلو گرم۴ - رنگ چشم؟- قهوه ای روشن۵ - به طالع بینی اعتقاد داری؟- نه۶ - صورفلکی ماه تولدت؟- خرچنگ۷ - توی خونه بچه ی لوسی بودی؟- واقعا"۸ - در مدرسه دانش آموز زرنگی بودی یا تنبل یا متوسط؟- متوسط۹ - یک بار رو در امتحان رد شدی؟- نه۱۰ - بهترین بازیگر از نظرت؟- " بیرس بروسنن"۱۱ - بهترین خواننده؟- " مادونا"۱۲ - بهترین ستاره ورزشی؟- هیچ کس!۱۳ - چه ساعتی از خواب بیدار میشی؟- ۹ صبح۱۴ - هنر آشپزیت خوبه؟- بله۱۵ - چند تا لباس شب داری؟نمیتونم بشمارمشون ۱۶ - چند تا شلوار جین؟- ۳۰تا۱۷ - چند تا کفش؟- ۱۰۰ تا۱۸ - چند تا دستبند؟- ۵۰ تا۱۹ - از یک نوع عطر استفاده میکنی یا بیشتر؟- یکی، "انجن" استفاده میکردم، الان "اکیان"۲۰ - بهترین ترانه "فیروز"؟- " تعا و لاتجی"۲۱ - بهترین ترانه "ام کلثوم"؟- " الاطلال"۲۲ - چه نوع سازی مینوازی؟- عود و اورغ، البته مبتدیم۲۳ - سینما میری؟- سینما رفتن رو خیلی دوست دارم۲۴ - تئاتر؟- نه۲۵ - سریالهای مصری را دوست داری؟- مصری و سوریه ای را دوست دارم۲۶ - سریال "باب الحارة" را دنبال میکنی؟- سریال قشنگیه۲۷ - سوپر مارکت میری؟- بله۲۸ - چند تا خونه داری؟- ۳تا۲۹ - چند تا ماشین؟- ۲ تا (یکی از آنها همون بنزی هست که در کلیپ اغلی الحبایب نوال سوارش بود.)۳۰ - بهترین هدیه ای که دادی و به چه کسی؟- به مادرم ولی نمیگم چی بوده!۳۱ - با ارزشترین هدیه ای که بهت داده شده؟ و از چه کسی؟- فرزندانم، از خدا۳۲ - بهترین ورزش؟- شنا۳۳ - بهترین علاقه؟- هر نوع ورزشی۳۴ - آیا حیوان خانگی ای را بزرگ میکنی؟- بله،توله سگی را پرورش میدم.۳۵ - چه کشوری را برای تفریح ترجیح میدی؟- ایتالیا۳۶ - بهترین نوع گل؟- گل گلاب۳۷ - کدام فصل از طبیعت را دوست داری؟- بهار۳۸ -کدام را دوست نداری؟- پاییز۳۹ -به صداقت بین خواننده ها اعتقاد داری؟- چرا که نه۴۰ - به صداقت بین زن و مرد اعتقاد داری؟- این موضوع برای من به نتیجه نرسیده است!۴۱ - بیشترین چیزی که در زندگیت نگرانت میکنه؟- آینده۴۲ - ممکن هست که خاطراتت را بنویسی؟- فعلا" نه۴۳ - زیباترین روز زندگیت؟- همه روزها زیباست۴۴ - بدترین روز؟- نبودن یک شخص عزیز۴۵ - دوست داری ۱۰۰ ساله بشی؟- نه!۴۶ - اولین مبلغی که از خوانندگی گرفتی؟- ۱۵۰دلار۴۷ - آخرین مبلغ؟- نمیگم!۴۸ - وظایف اجتماعیت را انجام میدی؟- سعی میکنم۴۹ - ترانه ای که خیلی تکرارش میکنی و از کدوم خواننده؟- " لازم اعیش" از "شیرین عبد الوهاب"۵۰ - ویدئو کلیپی که دوست داری؟- باز هم "لازم اعیش" از "شیرین عبد الوهاب"
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/25ساعت 15:21 توسط شاهین |
|
|
کلیپی که این هفته درباره آن صحبت می کنیم، کلیپ "عینیک کذابین" از محصولات شرکت عالم الفن است. آنچه در این ویدیو بیشتر به چشم می آید سادگی و قابل هضم بودن مفاهیم، ماجرا و شخصیت های داستان است. داستان ساده و قدیمی عشق محافظ شخصی به شخصیتی که از دید ما و حتی خود فرد محافظ دور از دسترس به نظر می آید. نمونه درخشان این داستان در سینمای هالیوود فیلم "بادیگارد" (The Bodyguard) با بازی درخشان کوین کاستنر و ویتنی هاوستون است. فیلمی با لایه های عمیق عاطفی و تعلیق که تا پایان بیننده را با خود همراه ساخته و از یک داستان نخ نما یک پروژه بی نظیر می سازد. داستان خواننده سیاهپوستی که تهدید به مرگ شده و محافظ در خلال ماجراهای فیلم و محافظت از وی به او علاقمند می شود. اما اینجا چه موضوع یا موضوعاتی ویدیوی "عینک کذابین" را دیدنی می سازد؟ یا به بیان دیگر چه شگردی باعث می شود، بیننده از دیدن این کلیپ خسته و دلزده نشود؟
به صحنه های اول دقت کنید. وقتی نوال می خواند، چشم های شما به کدام سمت کشیده می شود؟ درست است، به سمت راست تصویر یعنی جایی که نوال نشسته. این حالت نگاه کردن کاملا غیر منتظره و نا خودآگاه است. کارگردان ها معمولا از این احساس به نحوی استفاده می کنند که حادثه مورد نظر در این قسمت اتفاق بیافتد یا در کل نتیجه در سمت راست گرفته شود. مثلا برای فیلمبرداری صحنه یک تصادف،حرکت از سمت چپ شروع شده و برخورد نهایی در سمت راست اتفاق می افتد. یک مثال ساده تر درباره برنامه های گفتگوی خبری است، اگر دقت کرده باشید، در این برنامه کسی که با او مصاحبه می شود، در سمت راست تصویر می نشیند و گوینده در سمت چپ. به این ترتیب دقت شما بر روی صحبت های شخص مصاحبه شونده متمرکز می شود و با او ارتباط بهتری برقرار می کنید. اما در اینجا قرار است چشمها به شما دروغ بگویند!!! چون موضوع اصلی که باید ببینید، نوال نیست، بلکه حرکات محو و زیر چشمی است که محافظ که تقریبا یک سوم تصویر را پر کرده به او می اندازد و همانطور هم که می بینید در پایان این سکانس تصویر اوست که واضح می شود. به این ترتیب کارگردن در همان ابتدای ویدیو وبه سادگی هر چه تمام تر منظور اصلی خود را با یک حقه تصویری منتقل می کند.
کلیپ در بطن خود می خواهد این موضوع را منتقل کند که یک نفر احساسات واقعی خود را از برای جلوگیری از عواقب بعدی پنهان می کند و نفر دوم هم با اینکه از اصل ماجرا یعنی همان دلبستگی نفر اول آگاه است، این موضوع را به روی خود نمی آورد. باید بگویم که انتخاب هنرپیشه مرد در این کلیپ به بهترین وجه ممکن صورت گرفته. شخصیتی "صورت سنگی" که احساسات مختلف در وجوه مختلف چهره او ناپیداست. او یک محافظ است که باید قبل از جان خود به جان کسی که مامور حفاظت از اوست توجه کند. به همین خاطر خود را فراموش می کند و در نقش چشم های نفر دوم که همه جا را زیر نظر دارد، ظاهر می شود.خوشبختانه چون با یک کلیپ شاد مواجه هستیم، صحنه هایی وجود ندارند که این قسمت شخصیت محافظ را نشان دهند و ما با یک دید فانتزی به او می نگریم و بیشتر با دید عاشقانه او روبروییم.
جذابترین صحنه های کلیپ به نظر من صحنه های داخل استودیو است که در حقیقت نمایشگر علت علاقه محافظ به خواننده است. استودیو با وجود نورپرداززی جذابش و لباسهای زیبایی که نوال پوشیده به یکی از چشم نوازترین صحنه ها بدل شده. احساسات محافظ را در این صحنه ها فقط می توان از چشمهای او خواند. چشمهایی که حالا می دانیم چه رازی را در پس خود پنهان دارند. چشم هایی که حتی یک لحظه هم شیفتگی خود را از دست نمی دهند و با وجود اینکه ما روی چهره چیزی را تشخیص نمی دهیم ، اما حقیقت را به ما می گویند. هفته های قبل درباره نوع انتخاب رنگ لباس برای انتقال حس تصویر صحبت کردیم، در اینجا هم با یک نمونه دیگر از همان طراحی لباس روبروییم. (احساسات خود را هنگام دیدن لباس قرمز نوال با خود مرور کنید.)
اما ایرادات! شاید ساختگی ترین و به قولی نچسب ترین صحنه این کلیپ تبلیغ نوشابه "پپسی" است که با بدترین حالت ممکن در این بین خودنمایی می کند. قبول دارم که شرکت "پپسی" اسپانسر این کلیپ بوده، اما خوب، جا نداشت تا کمی هنرمندانه تر این محصول خوش آب و رنگ را در متن کلیپ جا داد؟ مسئله تبلیغات متاسفانه در جامعه امروز ما گاهی اوقات به یک مسئله طنز و نامربوط تبدیل می شود. در این کلیپ "پپسی" انگار خود را به زور به فیلبمنامه چسبانده است و صحنه آنقدر مصنوعی از آب درآمده که همه سریعا حدس میزنند ، هدف تبلیغ بوده است. نمونه بسار عالی تبلیغ به نظر من در کلیپ "یاما قالو" است. با اینکه آنجا هم باز روی برند "موتورولا" تاکید شده، اما اصلا زننده نیست و خود را به ویدیو تحمیل نکرده، بلکه به عنوان یک وسیله مورد استفاده بکار رفته و در حقیقت در کلیپ حل شده است.
مورد بعد ، صحنه ایست که نوال متوجه می شود محافظ به او علاقه دارد. آیا شما می توانید قبول کنید که در این خانه مصفا اتاقی وجود داشته باشد که نوال با آن شیطنتی که در طول کلیپ از او می بینیم، به آن سر نزده باشد؟!! و مسئله ای به این وضوح و شفافیت (با آن همه عکسی که به دیوار چسبیده) در این مدت طولانی مخفی مانده باشد؟! نمی شود گفت که خوب مثلا امکان دارد محافظ تازه استخدام شده باشد. این امکان با توجه به صحنه هایی که صمیمت آنها را در حال ورزش و تمرین نشان می دهد و بازهم با توجه به آنهمه عکس به طور کامل باطل و از بین می رود. شاید می شد طور دیگری هم این صحنه را به تصویر کشید، شما چه فکر می کنید؟!
از این موارد که بگذریم، صحنه جشن با وجود کوتاهی خود، تا حدودی قابل قبول و جالب از آب درآمده و ایرادات گفته شده را پوشش داده است. در این سکانس، نه تنها ما (بیننده) که هر دو شخصیت از ذهنیات هم با خبرند. اینجا یکبار دیگر بر روی دروغگویی چشم ها تاکید شده است. در این صحنه چه شخصیت های آشنایی میبینید؟! چاپلین، الویس پریسلی، موهای بلوند مریلین مونرو و.... چشمها به ما دروغ می گویند. هیچ چیز آن چیزی نیست که در ابتدای امر به نظر می آید. در اینجاست که عاشق و معشوق ما که لباس های بازی خود را کنار گذاشته اند وحقیقت را اعتراف کرده اند، جدای از این خیل بازیگر دروغین در کادری مجزا بیرون از فضای حضور آنها به یکدیگر پیوسته اند و بهتر از این چطور می شد فقط با زبان تصویر این حس را به تصویر کشید؟
در پایان بحث این هفته ،من هم روی همین نکته کلیپ تاکید می کنم، که بیایید چشمهای خود را باز کنیم و به رویه و سطح هر چیز بسنده نکنیم، این مسئله نه تنها درباره فیلم دیدن و دریافت پیام آن که حتی در زندگی خصوصی ما هم می تواند تاثیر گذار باشد. با این امید که از موضوع این هفته هم لذت برده باشید تا هفته آینده و کلیپی دیگر شما را به خدا می سپارم. نقد و بررسی از: هومن خان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/24ساعت 18:48 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: القاسي سنگدل است، عشق بر او آشکار است ولی او سنگدل است بيبص في عيوني و يعمل ناسيدر چشمانم نگاه میکند ولی و خود را به فراموشی می زند من وسط كل الكون لمس إحساسياز بین همه دنیا احساس منو لمس کردی، سنگدل تعبلي قلبي و كله من لهفة عينيا أول ما أشوفه الشوق إليه يتدارى فياقلب منو خسته کرده و همش به خاطر حسرت چشمام هست،اول که او را میبینم اشتیاق به او در من پنهان میشود و أجري عليه و أنا فاكرة مش باين عليّا و أتاري قلبي سبقني راح من إيديّا و بسوی او میروم و فکر میکنم که بر من آشکار نیست و میبینم که قلبم را از من جلو زد و از دستم رفت يا عيونه قولوا يا قلبه ما تخبوش كفايا الليل بطوله و دمعته سهران معايا ای چشمانش بگویید قلبش را پنهان نکند شب به اندازه کافی طولانی است و اشکهایش با من شب زنده داری میکنند دي عينيك منين ما بروح بلاقيهم وراية عذبت روحك ليه كده إيه الحكاية این چشمات هر کجا که من میروم آنها را پشت سرم میبینم ،چرا خودت را عذاب میدی؟قضیه چیه؟ (کلیه "ق" ها "ء" و "ج" ها "گ" تلفظ میشوند)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/22ساعت 19:43 توسط شاهین |
|
|
موزیک ویدئو جدید نوال الزغبی، به نام "لیه مشتقالک" به کارگردانی سعید الماروق، پنج شنبه و شنبه گذشته، فیلمبرداری شد. این موزیک ویدئو گفته شده است که برای اولین بار ۲۰ جولای پخش می شود. برای دیدن همه تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
برنامه "سکوت هنغانی که از شبکه اول المصریه پخش می شود سه شنبه این هفته میزبان نوال هست.
دانلود ویدئوی تبلیغ برنامه (10 مگابایت) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/21ساعت 19:21 توسط شاهین |
|
|
با سلام. امیدوارم حال یکایکتون خوب باشه. برای پست ویژه این هفته، ۱۰ تصویر اط تصاویر کنسرت های قدیمی نوال (بین سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲) که دوستان در پست های قبلی درخواست کرده بودند و این تصاویر هم طرفدار زیاد پیدا کرده، در نظر گرفتم. برای دیدن تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید. امیدوارم لذت ببرید.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/04/19ساعت 16:34 توسط شاهین |
|
|
خیلی وقت بود که دوست داشتم درباره ویدیوی " حاسب نفسک" چیزی بنویسم، اما هیچ وقت فرصت آن دست نمیداد. پس قبل از هر چیز لازم میدانم از دوست خوب و گرامی "شاهین عزیز" که این فرصت را برای من فراهم آورد تشکر کنم. ویدیوی "حاسب نفسک" به لحاظ تصویری یکی از بهترین و زیباترین کارهای نوال است.صحنه پردازیها در حد اعلای خود میباشند و از نظر داستان پردازی هم موفقیت چشم گیری را در آن شاهد هستیم. کلیپ از این لحاظ که با اشاره و نه بطور مستقیم به موضوعات میپردازد، موفق است.
سکانس اول با آن باغ خیال انگیزش بیشتر به یک رویا میماند.( جلوتر میگویم که چرا رویا.) آیا اینجا عدن است؟ آیا اینجا همان بهشت رویایی است که هر عاشقی خود را با معشوق در آن میبیند؟این سکانس را با توجه به سکانس بعد از آن (سکانس بیابان) از دو دیدگاه میتوان بررسی کرد. اول اینکه اینجا سخن در باب کلیت عشق است و نه آنچه بین دختر و پسری که در تصاویر میبینیم میگذرد و با این مضمون که عشق در وهله اول نوعی بهشت در نظرها میسازد و عاشق و معشوق با چشم بستن به روی همه سختیها و تنها دیدن خوبیهای طرف مقابل احساسی از بودن در دنیایی خیالی دارند. اما وقتی پرده ها فرو بیافتد و چشم عاشق و معشوق به روی حقایق باز شود،(ورود به سکانس بیابان)آنگاهست که همه میفهمند که زندگی واقعی با آنچه در ذهن داشته اند متفاوت است.
آنچه در این صحنه ها جلب توجه میکند،سخن درباره معنی عشق است. در سکانس باغ بهشت، سخن از آزادی و رهایی است. نوال سبکبالانه همانند همان پروانه های اطرافش به اینسو و آنسو میرود و از عشق صحبت میکند. پسر در بیشتر صحنه ها در عقب جای دارد و انگار با نگاه خود او را میستاید. حال به سکانس بعدی نگاه کنیم. به نظر شما چه چیزی در اینجا عوض شده است؟.... بله! درست حدس زدید... جای نوال و پسر. در سه چهارم این صحنه ها پسر در جلوی دوربین است و همانند یک پرده حایل بین دوربین ( که ما و بطور کلی نگاههای غریبه باشد) جای گرفته است. ( برعکس سکانس قبلی که نوال روبروی ما بود.) اینجا دیگر صحبت از آزادی نیست و همیشه حضور سنگین یک نگاه که انگار همیشه مراقب دختر است به چشم میخورد. و درحقیقت به این نکته اشاره دارد که عشقی که در آن آزادی وجود نداشته باشد، همانند یک بیابان سوزان وعتاب انگیز است. هر چقدر در نگاه پسر در صحنه های اول حزن عاشقانه دیده میشود، اینجا دید مالکانه غوغا میکند.
اما نگاه دوم که بیشتر با توجه به سکانس بیابان معنا میابد،تکیه بر موضوع داستان عشق در طول زمان است. میتوان بازیگران صحنه اول را نخستین عشاق زمینی(آدم و حوا) در نظر گرفت و دومیها را " لیلی و مجنون" و همینطور به پیش آمد تا به زمان حال رسید.این صحنه ها به این نکته اشاره داررند که عشق از ازل همراه آدمی بوده و در هر دوره به شکلی خودش را نشان داده. اما از هر دید که به این صحنه ها بنگریم به همان نتیجه قبلی میرسیم، یعنی تاکید بر آزادی در عشق که همانا جزء جدایی ناپذیر آن است.
در سکانس بعد و صحنه بالماسکه به یک نکته دیگر دست میابیم: یکرنگی و فریبکار نبودن در عشق. بالماسکه مکانی است که زنان و مردان با نقابی بر صورت بدون توجه به اینکه در زیر این نقاب چه کسی است به دلبری از یکدیگر مشغولند. این صحنه ها کنایه ای زیبا از دنیای خود ماست. چه بسیار فریبها که هر روز از دیو سیرتانی که نقابی نیکو بر چهره دارند، نمیخوریم.( در یکی از همین صحنه ها پسر زمزه ای در گوش نوال میکند و گویی نکته ای دلپسند به او میگوید که نوال هم از او تشکر میکند.) حرف کلی این سکانس این است که عاشق واقعی نقاب از چهره بر میدارد تا به کمک همین عشق چهره واقعی خود را بنمایاند و آنگاه است که عشق، حقیقت خود را نشان میدهد:پاکی و بیرنگی. درپایان این سکانس زمانیکه نوال نقاب از چهره بر میگیرد به نظر میرسد، زیباییش دو چندان شده است.
و بالاخره سکانس آخر که در حقیقت نتیجه گیری کلیپ است. در ابتدای متن گفتم که باغ اول کلیپ به نظر یک رویا می آید، با توجه به صحنه کنسرت میتوان پی برد که در حقیقت آنچه ما تابحال داشتیم میدیدیم از دریچه ذهن پسری است که در بین تماشاچیان ایستاده و به ترانه خواننده گوش میدهد و بر عکس همه که در رقص و پایکوبی غرقه شده اند، او به معنای واقعی ترانه و عشق پی برده و حال لبخندی شیرین بر لب دارد. اینجا تنها جایی است که پسر میخندند. در صحنه های پیش همیشه او را در حالتی مغموم و حزین دیده ایم.و نوال میخواند... به یاد بیاور آنچه برای تو گفتم... و پسر دیگر بار همراه او وارد صحنه های پیشین میشود و اینبار او را به صورت یک راوی میبیند که با لباسهای گوناگون وارد صحنه های گوناگون میشود و همین ناهمگونی لباسها با صحنه ها بر این مطلب تاکید میکند.
از قصه که بگذریم، به کارگیری جلوه های ویژه کامپیوتری در این کلیپ نسبت به کلیپی که هفته پیش درباره آن صحبت کردیم ( مالوم) پیشرفتهای بیشتری داشته و بهتر به کار رفته است. هرچند هنوز در صحنه های بیابان کمی لنگ میزند. از لحاظ طراحی لباس هم میتوان گفت با اینکه صحنه ها گاه بسیار شلوغ به نظر میرسند، اما طراح لباس توانسته با بکارگیری هنر خود، بازیگران را از یکدیگر متمایز کند و شخصیت آنها را با لباسی که پوشیده اند نمایش دهد. ( نگاه کنید به لباس نوال در صحنه اول و لباس پسر در صحنه بالماسکه و یا بیابان).
آخرین باری که این کلیپ را دیدم، چشمم به نام "میرنا خیاط" در تیتراژ پایانی افتاد در سمت تدوینگر و کارگردان هنری. این خانم کارگردان دارای یک امضای مشخص در همه کلیپهایی است که تاکنون ساخته و آن دادن حرکات موزون به خواننده کلیپ بازی گرفتن از اوست. آنچنانکه بیشتر به چشم بیاید و نقشی منفعل نداشته باشد. به نظر میرسد که از نظرات او در صحنه بالماسکه استفاده شده باشد.
در کل میتوان به این کلیپ زیبا و دلنشین نمره قابل قبولی داد و از دیدن هرباره آن لذت برد. با این امید که از بحث این هفته هم لذت برده باشید، شما را تا هفته آینده به خدا میسپارم. نقد و بررسی از: هومن خان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/04/16ساعت 12:24 توسط شاهین |
|
|
بین البارح و الیوم البوم: اللياليكلمات: فلكلور ألحان: فلكلور توزيع: جان ماري رياشي
بين البارح واليوم ليلة يا محلاها بین دیروز و امروز چه شبه قشنگی بود فيها الفرح مغروم عمري ما أنساها در اون فرح و شادی و عاشقی بود در تمام عمرم فراموش نمیکنم (اون شب رو) ليلة يا محلاها فيها كان غرامي چه شب قشنگی بود چون عشقم هم حضور داشت يا ريت نعود نراها ويكون حبيبي قدّامي ای کاش برمیگشتیم که ببینیم(باز از اون شب ها) و عشق من جلوی من باشه آه يا ليل، يا ليل يا عين، ليلة يا محلاها اه ای شب ای شب ای چشم چه شب قشنگی (بهتر از اون نیست) آه يا ليلة البارح نتفكّرك كلّ يوم اه ای دیشب .. هر روز به یاد توایم بيكي قلبي فارح نسهر ما عليّا لوم قلبم در حالت شادی گریه کرد . شب نشینیمون را بدون ایراد به سر میبریم عدّيتها مع غزالي واحنا في البستان به سر بردمش با آهویم ( آهو یعنی عشقم) و ما در باغ هستیم معاه سهرت ليالي بين الورد والريحان با اون شبهای زیادی را به سر بردم بین گل و ریحان
ترجمه از: الیاس خان با تشکر ویژه از: علی عزیز |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/15ساعت 17:2 توسط شاهین |
|
|
تازه ها
به زودی نوال در جشن افتتاحیه یک ایستگاه رادیویی (روتانا دلتا)، در بیروت حضور خواهد داشت. این جشن به صورت زنده از کانال های "روتانا" و همچنین "رادیو روتانا" پخش خواهد شد. اطلاعات بیشتر را به زودی در همین وبلاگ به اطلاعتان خواهیم رساند .
نوال هم اکنون در حال انجام مقدمات تصویر برداری موزیک ویدئو جدید خود می باشد. او چند روز پیش نشستی در همین رابطه با آقایان "ایلی صعب" (طراح لباس هایش)، "ایلی فغالی" (میکاپیستش) و "طونی مندلق" (آرایشگر مویش) داشت. او اولین تجربه اش را با آقای "سعید الماروق" (کارگردان موزیک ویدئو) در روزهای ۲ و ۴ جولای، برابر با ۴شنبه،۱۲ و جمعه، ۱۴ تیر خواهد داشت. این موزیک ویدئو سواحل صور تصویربرداری می شود. برایش آرزوی موفقیت می کنیم و بی صبرانه منتظر شاهکار دیگری از بانو هستیم .
۱۸ جولای اولین کنسرت تابستانی خود را در "موناکو" اجرا خواهد کرد. سپس به "الجزایر" می رود و دو کنسرت هم در تاریخهای ۲۲ و ۲۳ جولای در آن جا خواهد داشت. سپس به "بیروت" باز می گردد و در ۲۹ جولای در "هتل رویال" کنسرت دیگری دارد. بعد از آن در تاریخ ۲۵ جولای به "سوریه" می رود تا در جشنواره "القلعه" شرکت کند. در تاریخ ۲ آگوست کنسرت دیگری در "شرم الشیخ" مصر خواهد داشت و سپس به "مالزی" می رود و کنسرتی هم در ۶ آگوست در آن جا دارد و دوباره برای شرکت در یک جشن نامزدی به بیروت بازمی گردد. این جشن نامزدی در "هتل فینیسیا" بیروت برگزار خواهد شد. همچنین در تاریخ ۱۴ آگوست روز جمعه کنسرت دیگری در همین هتل خواهد داشت .
امسال نوال نازنین تولد ۳۶ سالگی خود را در کنار خانواده و دوستانش جشن گرفت. برایش آرزوی موفقیت و عمر طولانی همراه با سلامتی داریم و امیدواریم هر روز موفق تر از دیروز باشد و با کارهای بینظیرش دل طرفدارانش را در سراسر دنیا شاد کند. با تشکر ویژه از "مونا خانم"
پاسخ به نظرات
آلبوم "مالوم" كلام الليل يمحيه النهار (3.58 مگابايت) ترانه های هفته موزیک ویدئو های هفته |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/14ساعت 19:37 توسط شاهین |
|
|
با سلام خدمت خوانندگان وبلاگ فارسی نوال الزغبی، امیدوارم تا این جا از برنامه های تابستونی وبلاگ لذت برده باشید. برای ست ویزه چهرشنبه هفته دوم تابستون ۸۷ مصاحبه با طرفداران نوال رو و در این هفته سعید خان عزیز، انتخاب کردم. حتما همگیتون با سعید خان آشنایی دارید و اسمش رو همیشه تو قسمت نظرات دید. سعید خان از خوانندگان دائمی تنها وبلاگ فارسی نوال و از طرفداران ر و ا قرص خود نوال هست و تا این جا هر کمکی که از دستش بر میومده برامون انجام داده و شما هم شاهد این موارد بودید. در ادامه مصاحبه جالب و خواندنی با سعید خان عزیز رو می خونیم.
ـ من سعید سلیمی، 28 ساله، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی هیدرولیک، ساکن تهرانم. وطن مادریم ایران، وطن هنریم لبنان و وطن آرمانیم آلمان هست. از علاقه مندیهام: انجام کارهای فنی توی اوقات فراغت و گوش کردن به موسیقی (علی الخصوص کارهای بانو) تو هر موقعیتی که برام پیش بیاد.
ـ کما بیش 1 سالی میشه که با وبلاگ شما بطور تصادفی آشنا شدم. قبلش با وبلاگ نویسی اصلا آشنایی نداشتم. برام خیلی جالب بود که توی فضای مجازی اینترنت بتونم با افرادی که مثل من به نوال علاقه مندن تبادل نظر کنم. بعد به وبلاگ دیگر خواننده ها که سر زدم دیدم وبلاگ نوال مثل خودش از خواننده های دیگه واقعا سرتره (به دو دلیل: 1-کوتاه بودن فواصل آپ شدن 2- تنوع، جذابیت و به روز بودن اخبار و موضوعات). بعنوان یک خواننده وبلاگ هر کمکی که از دستم بر بیاد خوشحال میشم انجام بدم اما فکر اینکه خودم روزی وبلاگ نویس بشم بعیده عملی بشه چون واقعا کار سختیه و زمان وانرژی خاص خودش رو اونهم بطور مداوم میطلبه. چیزی که شما تو این چند سال از خودتون نشون دادین.
ـ حس دوست داشتن. وقتی شما کسی یا چیزی رو دوست داشته باشین هر آنچیزی که به اون وابسته هست رو هم دوست دارین و نسبت بهش احساس مسئولیت میکنین. براتون مهم میشه. به نظر من وبلاگ نوال نه متعلق به نویسنده هاش بلکه متعلق به نوال هست. در نتیجه هرکاری که برای موفقیتش از دستمون برمیاد باید انجام بدیم. من خواننده کمترین کاری که میتونم انجام بدم دادن نظر برای رونق بیشتر وبلاگ هست. تعداد نظرات مشوق خوبی برای نویسنده هاست.
ـ به نظر من زندگی ما همیشه در حال تغییر و تاثیر پذیریه. ساده ترین چیزی که بتونی تصور کنی مثل افتادن یک برگ درخت جلوی پات یا چیزهای دیگه مثل یه تست کنکور و . . . همه در حال تغییر دادن مسیر زندگی ما هستن چه رسد به رویدادها و چیزهای مهم تر. یکی کم، یکی زیاد. اما مهم نوع تغییره که درمورد نوال همش مثبت بوده (تو سخت ترین شرایط صداش واقعا به من آرامش داده).
ـ یه روز که کمه; دوست دارم یه یک ماهی به همراه ایلی عزیز (همسرشون)، تیای نازنین(فداش بشم) و دوقولوهای دوست داشتنیش به ایران بیان تا بتونم گوشه ای از زیبایی های کشور پهناورمون رو بهشون نشون بدم و در خدمتشون باشم (خیلی رویایی بود، نه؟).
ـ سئوال سختی پرسیدین . . . تا به حال بهش فکر نکردم . . . فکر نکنم. میدونین وقتی کسی رو دوست داشته باشین حتی اگه کار خطا هم ازش سر بزنه به چشمتون نمیاد. در کل " نه "
ـ این سوال دیگه واقعا سخته. اولش که زبونم بند میاد. بعد از 7 الی 8 لیوان آب قند اگه حالم جا بیاد، فقط میتونم بگم: خیلی دوستت دارم، هم صدات، هم خودت و هم هنرتو. امیدوارم هم خودت و هم خانواده گرمت 1000 ساله بشین و ما هم از وجود و هنر شما لذت ببریم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/04/12ساعت 20:17 توسط شاهین |
|
|
داستان "اغلی الحبایب"، داستانی ملموس، قابل درک و به بیان دیگر در دسترس است و آنچه در آن موج می زند، حس انتظار و تعقیب ماجرایی است که انتهای آن با توجه به حوادثی که در لابلای قصه اتفاق می افتد، تا اندازه ای حدس زدنی نیست.
انتظار و دلشوره از همان لحظات آغازین داستان شروع می شود، کارگردان برای اینکه این حس بهتر به چشم بیاید، با استفاده از ابزار در دسترس این حالت را در محیط القا کرده است. تمام شدن باطری موبایل، نداشتن سکه و ... . شاید شما هم در این شرایط واقع شده باشید و بتوانید خیلی راحت حس نوال را وقتی که نمی تواند با آن کسی که می خواهد صحبت کند را درک کنید. حتی به نظر من لباس قرمز نوال هم در این صحنه به بالا بردن این حس کمک کرده است. شاید بتوان گفت در این سکانس همه رنگها پر شور، گیرا و تا حدودی محدود کننده هستند و در کل آن حالت مد نظر داستان را به خوبی نشان داده اند.
مورد دیگری که واقعا تحسین برانگیز است، استفاده دوگانه از درونمایه ترانه برای شرح روحیات بازیگران یعنی نوال و مرد بازیگر است. به بیان دیگر، داستان از زبان یک نفر نقل نمی شود و هر دو بازیگر به زبان خود داستان را روایت میکنند. به نظر می رسد، قسمتهایی که در ترانه خوانده می شود، "تو عشق بزرگ من هستی و فراموش کردن تو غیر ممکن است. بغیر از تو کسی در قلب من جا نمیگیرد..." به شدت با حس بازیگر مرد که در بار کافه نشسته است و دختر به او شماره تلفن می دهد، همخوانی دارد. خنده او در اینجا یک خنده عصبی و تا حدودی تمسخر آمیز است. همچنین تکرار همین بند را ببینید، در سکانسی که مرد برای رفتن به پیش نوال آماده می شود و بار دیگر شماره تلفن دختر را روی دستمالش می بیند. هرچند نظر کارگردان برای استفاده از این موارد جهت بالا بردن حس تعلیق و این باشد که آیا مرد به سوی نوال می رود یا گرفتار دام عشق زود گذر دخترخیابانی میشود؟!، اما این نکته و این احساس بیشتر در چشم می آید که او نمی تواند دل از محبوب اصلی خود بردارد. باقی صحنه ها، صحنه های نوال است و ذهن آشفته او که با رسیدن به اوج و استقبال جامعه هنوز تنها و همدمش یک حیوان دست آموز است (خیلی از روانشناسان علت پناه بردن انسان به حیوانات را در تنهایی آنها جستجو میکنند.). به این ترتیب "رنده علم" از ترانه هم برای بیان احساسات نوال و هم احساسات مرد نقش مقابلش استفاده کرده است.
باید گفت که صحنه ها واقعا فاخر و چشم نواز هستند. بسیاری از آنها همانند تابلوهای متحرک است و زمانی را می بینیم که در یک تابلوی خیره کننده جای محبوس بودن در جریان است. صحنه ای که نوال روی کاناپه تراس دراز کشیده یا چند صحنه ساحلی از این موارد هستند. طراحی لباس نوال و استفاده از رنگهایی که خود را جزیی از محیط اطراف میکنند هم مثال زدنی است.
اینکه نوال با اسم خودش و به نوعی باورپذیر در نقش خودش بازی کرده است نیز، از آن کارهای ظریف است که توجه را بیشتر به موزیک ویدئو جلب میکند.خواننده ای گوشه ای از پشت صحنه کنسرت ها را بیان میکند و می گوید، پشت لبخند من یک چشمه غم خوابیده است. حالتی که در مرد بازیگر عریان تر و واضح تر است. تابحال ندیده بودم که در موزیک ویدئو های عربی به این وضوح مشروب خواری را نشان دهند. حتی در مواقعی هم که نیاز بود، تنها به نمایش حالتهای بد مستی اکتفا می کردند. اما این بار برای نمایش عمق ناراحتی این صحنه ها را هم می بینیم. وجود نمایی از کلیپ عادی در برابر چشمان مرد، گوشه ای از ذهنیات او را نشان می دهد، که همیشه در فکر معشوق خود است. حتی شاید بتوان بزرگ بودن صفحه تلویزیون را علاوه بر زیبایی صحنه به این نکته ربط داد که ما در آن لحظه در حقیقت داریم ذهنیات مردی را می بینیم که در غم دوری از محبوبش به میخوارگی پناه آورده و این فکر به قدری وسیع است که تمام چشم او را پرکرده است.
و بالاخره "اغلی الحبایب" قرار است ادامه ای بر "شو اخبارک" باشد، اما در یک نگاه می توان گفت بدون دیدن آن کلیپ هم می تواند داستان خود را به صورت مجزا و قابل درک مطرح کند، و چه خوب که از فلاش بک و بازگشت به صحنه های کلیپ قبل هیچ استفاده ای نشده است و داستان زبان حال و در فاصله ای مجزا از خاطرات گذشته باقی مانده است.
"اغلی الحبایب" روایت دوری است. روایت عشق در فاصله ای بعید. روایت وفادار ماندن و اعتراف به اینکه "در عشق ما فاصله ها بی معنا است، حتی اگر از زمین تا آسمان باشد...". بدون شک برای کسی که این شرایط را تحمل کرده باشد، دیدن این کلیپ دلپسند تر، جذاب تر و پرمفهوم خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/10ساعت 22:45 توسط شاهین |
|
|
الأغنية: نجوم السما عنوان الألبوم: طول عمري نجوم السما أقربلك من قلبي اللي إنت هجرته ستاره های آسمون نزدیک تره به قلبم که تو ترکش کردی و لا مرة عملت حسابه و حتی یک بار حسابش نکردم مش ممكن ح يقربلك ع الحب خلاص حرمته و قفلت خلاص على بابهممکن نیست که در عشق به تو نزدیک باشن، دیگه تموم شد و در قلبم را قفل کردم ما بقيتش أصدق تاني قلبك كذاب و أناني نمیمانم که دوباره باور کنم ،قلب تو دروغگو و خودخواه است ممكن يعشق مليون عنده إستعداد ينساني و ممکن است میلیونها بار عاشق شود،قلب تو توانایی اینکه من را فراموش کند را دارد(قلبت میتونه منو فراموش کنه) و يسكّن غيري مكاني و الحب عليه بيهون جای من یکی دیگر بگیرد و عشق براش آسونه زيّ ما قلبك خان و لعبت بشوقي زمان اینگونه قلب تو خیانت کرد و مدتها با اشتیاق و دلتنگی من بازی کرد ما تقولش إنك ندمان أنا عمري ما ح أشتاقلك نمیگی که پشیمانی ، در تمام عمرم دلم برات تنگ نخواهد شد
قد ما قلبي هواك و استحمل ياما قساك چقدر قلب من عاشق توست و چقدر سنگدلی تو را تحمل کرد اکنون من از تو خواهش میکنم که برایت بهتر است عشق را فراموش کنی ترجمه از: مونا خانم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/07ساعت 12:50 توسط شاهین |
|
|
با سلام خدمت خوانندگان محترم وبلاگ. این جمعه با تازه ها در خدمت شما هستیم. از همه تازه تر و مهم تر تولد بانو هستش. پس فردا، ۲۹ ژوئن سال ۲۰۰۸ میلادی، برابر با ۹ تیر ۱۳۸۷ شمسی، تولد ۳۶ سالگی نوال عزیزمون هست. براش آرزوی موفقیت بیش از پیش، سلامتی و تندرستی می کنیم و امیدواریم سالیان سال زنده و سرحال باشه. همچنین ما نویسندگان وبلاگ فارسی نوال هم، به نوبه خودمون این روز بزرگ رو به طرفداران نوال تبریک میگیم و چند تا چیز ویژه براتون در نظر گرفتیم. اولی کلیپ "لو کان" از آلبوم جدید نوال هستش که با استفاده از کارهای قبلی نوال درست کردم. امیدوارم، واقعا امیدوارم که مورد پسندتون واقع باشه و بعد از اون سعید خان عزیز زحمت یک سری فایل تصویری رو به شرح زیر برامون کشیدن که همین جا تشکر ویژه ازشون دارم و امیدوارم لذت ببرید. با باقی تازه ها در ادامه مطالب پست همراه باشید.
Nawal & Wissam's Story (Law Kan) 9MB نما آهنگ "تیا": WMV (30.5 MB) WMV همراه ترجمه فارسي زير نويس مجموعه کلیپ ها و کنسرت های نوال برای موبایل (فرمت فایل ها زیپ هست که بازشون کنید فایل های اصلی داخلشون هست) : كنسرت و برنامه هاي تلوزيوني (1) (۶۶.۳ مگابايت) كنسرت و برنامه هاي تلوزيوني (2) (۸۷.۵ مگابايت) موزيك ويدئو ها (۱) (۷۲ مگابايت) موزيك ويدئو ها (2) (۶۶.۷۵ مگابايت)
برای دیدن کلیه عکس ها به ادامه مطلب بروید.
دانلود ترانه الدلعونا (MP3 (4.33 MB
پاسخ به سوالات و درخواست ها:
كلام الليل يمحيه النهار (3.58 مگابايت)
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/07ساعت 12:48 توسط شاهین |
|
|
با سلام خدمت همه خوانندگان عزیز وبلاگ. این چهار شنبه با پست ویژه که اختصاص به Voice Tone های نوال داره در خدمتتون هستیم. Voice Tone های که لینکشون در زیر قرار داره و مونا خانم برای پست ویژه امروز در نظر گرفتند، ترانه های نوال بدون موسیقی و فقط کلام، برای موبایل می باشد. امیدوارم لذت ببرید. یه تشکر ویژه هم از مونا خانم دارم.
تجمعنا الساعات (504 کیلو بایت)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/04/05ساعت 13:27 توسط شاهین |
|
|
سلام خدمت تمامی خوانندگان عزیز وبلاگ. امیدوارم حال یکایکتون خوب باشه. اولین دوشنبه برنامه های تابستونی با نقد و بررسی موزیک ویدئو "مالوم" از هومن خان در خدمت شما هستیم. امیدوارم پست امروز هم مورد پسندتون واقع بشه. در ضمن منتظر نظرات شما هم در مورد این موزیک ویدئو هستم. در پایان هم یه تشکر ویژه از هومن خان عزیز.
صنعت کلیپ سازی که در دنیای عرب پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است، اینروزها کم کم در حال اوج گرفتن است، آنچنان که تماشای برخی از این کلیپها که دست کمی از یک فیلم کوتاه ندارند،تمام احساس و هیجان درونی بیننده را به خود معطوف میدارد و از آن بالاتر تاثیر ترانه را دو چندان میسازد. اگر به گذشته این صنعت نظری بیافکنیم( که خوشبختانه این امر بوسیله آرشیو غنی تلویزیون های مختلف من جمله روتانا میسر شده است) درابتدایی ترین حالت همانند آنچه از ام کلثوم یا عبدالحلیم حافظ به جای مانده، بیشتر کنسرتهای شورانگیز میبینیم تا کلیپهای پر زرق و برق. در این دوره، همین اندک ،آنچه که باید را میرسانده و از دیگر سو هنوز فیلمسازی به پیشرفتهای چندانی در این جامعه دست نیافته و مهم ،صدای خواننده بوده و نه دیدن چهره او. کمی بعدتر پای خوانندگان به سینما کشیده میشود و باز هم صدای آنهاست که تصویر را تحت تاثیر قرار میدهد، آنچنانکه در پوسترهای تبلیغاتی ذکر حضور و آواز آنها فروش را تا حدودی تضمین میکرد.آیا باید نقطه آغاز کلیپ سازی را اینجا بدانیم؟! با توجه به اینکه ویژگی کلیپ روایت داستانی کوتاه در مدت زمانی محدود است،قسمتهای آوازی این فیلمها را شاید بتوان به عنوان جرقه آغاز این صنعت به حساب آورد.اما این قسمتها هنوز مستقل نشده اند و وابسته به کلیت ماجرای فیلم هستند. در قدمهای بعدی به " خانم فیروز" میرسیم که با صدای خوشی که داشت، دست به بازی در تابلو موزیکالهای فراوانی زد. یعنی روایت یک منظومه بلند در قالب تاتری کوچک.در اینجاست که به اعتقاد من آن مسئله نهایی یعنی استقلال هم به وقوع میپیوندد و جریان جدیدی آغاز میشود. از این تاریخچه کوتاه و خودمانی که بگذریم،کلیپ سازی حرفه ای در دنیای عرب عمر کوتاهی دارد،شاید چیزی حدود 15 تا 20 سال.جایی خواندم که گویا اولین کلیپها به معنای امروزی را باید در آثار عمرو دیاب و راغب علامه یافت، که همگام با اروپا به نقش مهم و تاثیر گذار ویدئو کلیپ بر فروش آلبومهای خود پی بردند. موضوع اصلی ما در این یادداشت، ویدئو کلیپ "مألوم" نوال الزغبی است.این کلیپ را هم باید در زمره همان نخستین تجربه های کلیپ سازی به حساب آورد. کلیپی که سعی در معرفی ترانه ای دارد که به خودی خود به لحاظ ریتم جذابش، پرکشش است.شاید در نگاه اول هم حرف خاصی برای گفتن نداشته باشد که البته اگر شما هم بجای بیننده 7-8 سال پیش بودید؛ چیز زیادی بیش از این از یک کلیپ انتظار نداشتید.هم آهنگ مناسبی دارد، هم در نماهای خوبی فیلمبرداری شده و در کل خیلی خوش آب و رنگ از آب درآمده است.
اما خوب ، بیایید یکبار با هم نگاه کنیم. کارگردان تنها به وجود جاذبه بصری در محیط اطراف اکتفا نکرده.تا بحال از خود پرسیده اید، چرا نوال اینقدر در این کلیپ تحرک دارد و مدام در حال دویدن است؟ درست حدس زدید، این حربه کارگردان بوده برای اینکه توجه بیننده از محیط اطراف تنها به یکسو و آن هم به سوی تنها بازیگر این کلیپ که نکته اصلی هم بوده جلب کند. هر سکانس به نوعی در باطن خود دارای حرکت است و تمام این حرکتها هم در نهایت به نوال ختم میشود. ممکن است بگویید،پس صحنه های کارگاه جوشکاری چه که نوال در آنها ایستاده و تحرکی ندارد؟! باز هم نگاه کنید،چه چیز خاصی در این سکانس میبینید؟! بله... جرقه هایی که گاه و بیگاه در وسط و گوشه صحنه ها خودنمایی میکنند. در حقیقت در این صحنه ها، حرکت را چشمان خود شما می آفریند.بعد از دیدن هرباره این جرقه ها و سفید شدن صحنه ،چشم بی اختیار به دنبال یک رنگ تند میگردد که بر آن متمرکز شود و تنها رنگ تند اینجا هم لباس قرمز رنگ نوال است.نگاه در طول تصویر حرکت میکند و به نوال در منتها الیه تصویر میرسد.
نورپردازی و ترکیب رنگها هم بخصوص در یکی دو صحنه به خوبی و زیبایی کار شده است. مثلا در سکانس شب، نورپردازی قصر در کنار رنگ خاص چهره نوال در حقیقت همدیگر را تکمیل میکنند.یا در صحنه ای که نوال مشغول نقاشی است، استفاده از رنگهای شاد و تند، احساس شیرینی را در آدم برمی انگیزد. از دیگر مسایل لازم به ذکر در این کلیپ،طراحی لباسهاست.با اینکه شاید اینروزها این طرز لباس پوشیدن دمده به نظر بیاید، ولی فراموش نکنید که در زمان خود این لباسها مد روز و خیلی هم خوش دوخت بوده اند. به نظر من، لباس صحنه شب و لباس کنار دریای نوال، بهترین لباسهای طراحی شده این کلیپ در دو نمونه متفاوت رسمی و غیر رسمی است.
از دیگر ترفندهای کارگردان برای در مرکز توجه قرار دادن نوال این است که اگر دقت کنیم، میبینیم که در تمام صحنه های این کلیپ یا اصلا کسی وجود ندارد و یا اگر باشد، پشت به دوربین است.این نکته از این لحاظ نقطه قوت است، اما از نگاه دیگر با تک قطبی شدن کلیپ کمی صحنه ها خالی و سرد به نظر میرسند. دو نکته دیگر هم در این ویدئو نازیبا و ناموزون هستند. یکی صحنه صحرا است که با توجه به پیشرفتهای گرافیکی این روزها، وجود آن هلیکوپتر انیمیشنی کمی مضحک به نظر می آید و توی ذوق میزند و یا صحنه هایی که به راحتی ساختگی بودن نماهای پشت آنها مشخص است.
مسئله دیگر که شاید چندان جالب توجه به نظر نیاید، هماهنگی بیش از حد صحنه ها با متن ترانه است، بدون کوچکترین دید رمانتیک.مثلا نوال در جایی میخواند که "...دنیای مرا رنگارنگ کردی..." و در صحنه مرتبط مشغول رنگ آمیزی دیوار است و در صحنه دیگر در حال آبیاری گلها!!!! کارگردان میتوانست با کمی تخیل این صحنه ها را جذابتر کند؛ مثلا ترکیبی از فیلمبرداری رنگی و سیاه و سفید را بکار ببرد.... اما در یک بررسی کلی "مالوم" ویدئوی خوبی از کار درآمده و حاصل همین آزمون و خطاهاست که کلیپهای امروزی را جذابیت بخشیده و دیدنی کرده است.به امید اینکه از این بحث لذت برده باشید، شما را تا هفته آینده به خدا میسپارم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/04/03ساعت 11:21 توسط شاهین |
|
|
ترانه مالوم، اثر سال ۱۹۹۹، از نوال رو به عنوان ترانه اولين هفته تابستون ۸۷ انتخاب كردم. اين ترانه متعلق به آلبومي با همين نام است. ترجمه اين ترانه رو الياس خان عزيز قبلا زحمتشو كشيده بودن كه من مجددا به مناسبت اين كه به عنوان ترانه هفته انتخاب شده، براتون در اين پست همراه لينك دانلود ترانه قرار دادم. دوست دارم نظر شما رو درباره اين ترانه كه نوال طي يكي از مصاحبه هايش اعلام كرده بود، از خوندنش پشيمونه، بدونم. چه بسا كه نوال اين ترانه رو از بين ۷ ترانه ابن آلبوم، به عنوان هيت آلبوم انتخاب كرده است.
الأغنية: مالومتأليف: إيلي بيطار تلحين: جورج مرديروسيان توزيع موسيقي: روجيه خوري اللهجة: بدوية
ما الوم ما الوم والله ما الوم سرزنش نميكنم سرزنش نميكنم به خدا قسم سرزنش نميکنم ما الوم عينك يل تهواني سرزنش نمي كنم چشمات رو که عاشق منه ما تفارقني لو ثواني منو ترک نکن حتی برای چند ثانیه تحمل همي و تشغل بالك تحمل غم من رو میکنی و فکرت رو مشغول میکنی تتمناني دوم قبالك تمنا میکنی که همیشه من روبروي تو باشم
طمن بالك هدي أعصابك خیالت رو راحت کن و بر اعصابت مسلط باش ما دام قلبي يهواك هنوز قلب من عاشق تو هست لو بحضورك أو بغيابك حتی اگر حضور داشته باشی و یا غایب باشی ما تشوف عيني سواك چشمای من فقط تو رو میبینه ريح قلبي من عذابك قلب منو راحت کن از عذابت من هالنار الجواك از اين آتیشی که در درون تو هست ما الوم عينك يل تهواني سرزنش نمي كنم چشمات رو که عاشق منه ما الوم لا لا ما الوم سرزنش نمیکنم نه نه سرزنش نميکنم
و انت بقربي أنسى وجودي تو که کنارمی وجودم رو فراموش مي کنم و ما يبقالي عنوان و واسه من هیچ نشانی باقی نمیمونه الا قلبك هو حدودي به غیر از قلب تو که قلبت مرز من هست دنيا و كل ألوان و دنیا همش رنگی هست تروي بحبك كل ورودي با عشقت همه گلهای منوسیراب میکنی و تبقى عليي سهران و به خاطر من تا صبح بیدار میمونی ما الوم عينك يل تهواني سرزنش نمي كنم چشمات رو که عاشق منه ما الوم لا لا ما الوم سرزنش نمیکنم نه نه سرزنش نميکنم مترجم: الياس
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 11:22 توسط شاهین |
|
|
براي عبور از مشكل فيلترينگ وبلاگ به آدرس زير مراجع فرمائيد:
با سلامي، به گرمي گرماي تابستون، به همگي همراهان و خوانندگان وبلاگ فارسي سلطان زن خواننده هاي عرب "نوال الزغبي". امروز، شنبه، اول هفته و يكم تير، اولين روز تابستون هست كه شما همراه اين وبلاگ شديد. وبلاگ فارسي نوال براي طرفداران ايراني نوال مثل هر سال تابستون، برنامه هاي تابستوني در نظر داره تا تابستون پرباري رو همراه اين وبلاگ بگذرونيد. برنامه هاي تابستون ۸۷ وبلاگ فارسي نوال به اين شرح مي باشد، هر شنبه، ترانه هفته به همراه ترجمه آن؛ هر دوشنبه، موزيك ويدئو هفته به همراه نقد و بررسي آن؛ هر چهارشنبه، پست ويژه و جمعه ها هم با تازه ها در خدمت شما عزيزان هستيم. ترجمه هاي هر شنبه از الياس خان عزيز، نقد و بررسي هاي هر دوشنبه از هومن خان عزيز و پست هاي ويژه و تازه ها كاري مشترك از من و مونا خانم هستش. اميدوارم كه برنامه هاي تابستوني امسال اين وبلاگ مورد پسندتون واقع شده باشه. الياس خان عزيز، به مدت ۱۰ روز مسافرت خواهند بود و اين شنبه و احتمالا شنبه آينده با ترجمه جديد همراه نخواهيم بود و من از ترانه هائي كه قبلا ايشون و يا دوستان زحمت ترجمشو كشيدن، ترانه هفته رو انتخاب مي كنم، تا انشاالله ايشون كه از سفر بي خطرشون برگشتن ما رو همراه ترجمه هاي زيبا و جدیدشون كنند. و یه تشکر ویژه از "علی نادری" عزیز که هر هفته زحمت میکشن تا با ورود به وبلاگ، ترانه هفته، خودکار اجرا بشه، دارم. دستش درد نکنه. در ضمن یادتون نره که حتما در نظر سنجی هفته، که انتخاب بهترین ترانه آلبوم "مالوم" هست، شرکت کنید. تابستون امسال رو هم همراه وبلاگ فارسي نوال باشيد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/01ساعت 11:21 توسط شاهین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اولين و تنها وبلاگ فارسي نوال الزغبي
|
| نويسندگان |
|
شاهین مونا الیاس |
| راديو نوال |
|
|
|
|